مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - یک مثال
اصول توحیدی قرآن این است که «قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْمُلْک وَلَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبیراً» [١]. «وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْمُلْک» یعنی خدا در مُلک، در مالکیت، در سلطه، در قدرت، شریک و رقیب ندارد یعنی اینطور نیست که این مُلک تقسیم میشود، یک مقدار کمش مالِ من است آن زیادش مال خداست؛ بلکه مُلکی هم که من دارم در طول [ملک او] است. من دارم، مال من است، ولی من و مُلکم باز مال او هستیم. از وجهه الهی تمام مُلک از اوست؛ در عین اینکه مخلوقاتش مُلک دارند ولی ملک داشتن آنها در طول ملک داشتن اوست. اگر کسی فکر کند که خدا در مُلک شریک دارد، این نوعی شرک است. ولی این، وجود واقعی و حقیقت مطلب است.
پس این، اعتقاد ایمانی است که هر کسی باید داشته باشد. در عین حال ما میبینیم باز قرآن میگوید قیامت که میشود خطاب میرسد: «لِمَنِ الْمُلْک الْیوْمَ» امروز مُلک مال کیست؟ خود جواب میدهد: «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ» [٢] از آنِ خدای یگانه قاهر علیالاطلاق. آیا این دو آیه با هم تناقض دارند؟ یک آیه میگوید که اصلًا در عالمِ وجود، دنیا و آخرت، در همه وقت مُلک منحصراً مال خداست و خدا شریکی ندارد ولی آیه دیگر میگوید در قیامت چنین است؛ ندا میرسد: امروز مُلک از آنِ کیست؟ گویی معنایش این است: «در دنیا ما رقیب و شریک داشتیم ولی امروز دیگر ما قبضه کردیم!». نه، این به اعتبار وجود برای ماست؛ یعنی در دنیا مطلب پنهان است، آن که دیده نمیشود خداست (البته برای افراد عادی؛ آن که به چشم نمیبینند خداست). انسان قدرت آب را میبیند، قدرت خاک را میبیند، قدرت برق را میبیند، قدرت انسان را میبیند، قدرت مغز را میبیند، قدرت چشم را میبیند، قدرت همه چیز را میبیند، ولی قدرت اصلی را که همه این قدرتها جلوههای آن قدرت است نمیبیند. در آخرت چشمها به تعبیر قرآن نفوذ پیدا میکند، اعماق را میبیند؛ میبیند که هر قدرتی که میدیده [ناشی از] آن قدرت بوده است.
در مقام تشبیه- که این تشبیه هم تشبیه کاملی نیست- مثل این است که شخصی را به کارخانهای ببرند. این کارخانه یک قسمت فوقانی دارد و یک قسمت
[١]. اسراء/ ١١١.[٢]. غافر/ ١٦.