مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١ - فداکاری علمی در حوزه های علمیه
به هر حال هست. در حوزههای علمیه اگر کسی در رشته فقه و اصول کار کند و استعداد زیادی داشته باشد به مقامات عالیهای میرسد و مردم هم از او تقدیر و تجلیل میکنند، و اخیراً رشتههای علوم عقلی مثل فلسفه هم تا حدودی چنین حالتی پیدا کرده است. ولی از این حدود اگر خارج شود هر اندازه هم خدمت عظیم و بزرگ باشد دیگر جز یک فداکاری هیچ چیز دیگری نمیتواند باشد. ما نمونهاش را دیدهایم که چقدر افرادی از بین رفتند، البته نه خودشان بلکه از نظر اجتماع.
ما ابتدا از کسی نام میبریم که ایشان البته به جهت دیگری نه تنها از بین نرفته، الحمدللَّه یک شخصیت بزرگ اجتماعی است یعنی استاد خودمان علامه طباطبایی.
این مرد بزرگ از آن استعدادهای فوقالعاده است و در همه رشتههای علوم اسلامی کار کرده و زیاد هم کار کرده است. ایشان احساس کرد که ما از نظر تفسیر خیلی جای خالی داریم و در این زمینه احتیاج داریم. ولی تفسیر یک علمی است که اگر کسی چهل سال هم روی آن کار کند هیچ وقت اجتماع برایش قدری قائل نیست.
ایشان بیست سال تمام زحمت کشید تا اینکه این تفسیر المیزان را در بیست جلد نوشت. در مورد وضع مالی ایشان در جوانی، چون الحمد للَّهفعلًا مستغنی است [١] میگویم که در سالهای اوّلی که من به تهران آمده بودم ایشان گاهی از من پنج یا شش تومان پول قرض میگرفت. حالا چنان که گفتم الحمد للَّهمستغنی است و خیال هم نمیکنم در همه ایام سال پیش بیاید که یک نفر هدیهای به منزل این مرد ببرد.
ولی خدمتی کرده که گرچه الآن تا حدودی شناخته شده است و از ایشان تقدیر میشود ولی تدریجاً بهتر شناخته خواهد شد. آقای بروجردی مسلّماً صد سال دیگر فراموش میشود ولی آقای طباطبایی صد سال دیگر خیلی اهمیت بیشتری از حالا خواهد داشت، چون اثری به وجود آورده است که او را زنده نگه میدارد.
همین حضرت آقای خویی که الآن مرجع تقلید هستند، ایشان مدتی در نجف درس تفسیر شروع کردند و یک جلدش هم از چاپ بیرون آمده به نام البیان که یک مقدمهای است. این کتاب نشان میدهد این مرد چقدر در این کار استعداد دارد، ولی ای کاش ادامه میدادند، ولی ادامه ندادند. در یک سخنرانی گفتهام که یکی از علمای تهران وقتی با ایشان صحبت کرده بود، گفته بود: دیگر نمیتوانم، دارم از بین میروم.
[١]
. ایشان چیزی در آذربایجان داشتند که بعدها توانستند پس بگیرند.