مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - مرگ در دو حالت، بلاشرط مطلوب اولیاءاللَّه است
مسؤولیت میخواهد ولی وقتی میبیند که دیگر چیزی در چنته ندارد باید هم خودکشی کند.
اینجاست که حدیثی هست (من در کتاب سیری در نهجالبلاغه آن را طرح کردهام) که جزء معماهای احادیث است و در همین زمینه مورد بحث ماست. این حدیث در تعابیر مختلفی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و از امیرالمؤمنین علیه السلام و از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و از بعضی ائمه دیگر وارد شده است. عبارتی که میخوانم تعبیری است که از حضرت امام مجتبی علیه السلام رسیده است.
در همانحالی که ایشان مسموم بودند مردی به نام «جناده» خدمت ایشان رسید. راوی میگوید ایشان در بستر افتاده بودند در حالی که خون قی میکردند.
احساس کردم که دیگر لحظات آخر است. عرض کردم نصایحی به من بفرمایید.
جملاتی فرمودند که یک جملهاش این است:«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاک کأَنَّک تَعیشُ ابَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِک کأَنَّک تَموتُ غَداً» [١] برای دنیایت آنچنان عمل کن که گویی همیشه در این دنیا هستی، یعنی آنچنان فکر کن که نمیمیری، جاوید زندگی میکنی، و برای آخرتت چنان عمل کن که گویی اصلًا عمری برای تو باقی نمانده و همین فردا میخواهی بمیری.
بعضی در معنای این حدیث درماندهاند. گفتهاند این دستور به اهمالکاری در امر دنیا و جدی چسبیدن به کار آخرت است. بعد دیدند که اهمالکاری در امر دنیا با تعلیمات دیگر اسلام جور درنمیآید و لذا گفتند مقصود این است که در کار دنیا مثل آدمهایی باش که فکر میکنند همیشه هستند و میگویند «حال که ما همیشه هستیم، به اندازه کافی وقت داریم پس کارهایمان را بعد انجام میدهیم» ولی برای آخرتت جدی باش.
بعضی برعکس، گفتهاند که مقصود این است که کار دنیاست که خودت باید انجام بدهی، آخرت را خدا کریم است! کار دنیا که میرسد جدی بچسب: ما در این دنیا هنوز خیلی باید باشیم، حالا که هستیم خانه باید داشته باشیم، زندگی باید داشته باشیم، فردا که نمیمیریم. مدتی باید زندگی کنیم، بالاخره آدم زنده وسائل میخواهد؛ آخرت هم مال خداست، خدا کریم است.
[١]
. بحارالانوار، ج ٤٤/ ص ١٣٨.