مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٦ - رسالت، لازمه وابستگی اجزاء عالم به یکدیگر
خلقت دو بخش کلی است: بخشی که قابل دیدن است و میشود انسان آن را با چشمش ببیند که ما عالم اجسام میگوییم، و بخشی که قابل رؤیت و احساس نیست که ما به آن عالم غیب میگوییم. به تعبیر دیگرِ خود قرآن در جای دیگر: عالم غیب و عالم شهادت. اگر گفته باشند به عالم غیب و عالم شهادت سوگند، یعنی به سراسر خلقت سوگند.
اینجا تعبیر قرآن این است: فَلا اقْسِمُ بِما تُبْصِرونَ وَ ما لاتُبْصِرونَ. گفتیم «نه سوگند» اینجا یعنی سوگند: سوگند به دیدنیها و ندیدنیها یعنی به سراسر عالم خلقت انَّهُ لَقَوْلُ رَسولٍ کریمٍ که قرآن سخن فرستادهای بزرگوار است.
رسول یعنی موجودی که دو وجهه و دو چهره دارد؛ از یک وجههاش به عالم غیب وابسته است که از آنجا رسالت را میگیرد، از یک وجهه دیگر به عالم شهادت وابسته است که رسالت را به آنجا تحویل میدهد. از «ما لایبْصَر» میگیرد، به «ما یبْصَر» تحویل میدهد. ببینید چقدر این سوگند با مورد سوگند تناسب دارد! سوگند به سراسر خلقت از ندیدنی گرفته تا دیدنی که قرآن پیام رسول بزرگواری است، که قرآن پیامی است از نادیدنیها به سوی دیدنیها، چون اصلًا معنی رسول «فرستاده خدا» است.
رسالت، لازمه وابستگی اجزاء عالم به یکدیگر
البته در اینجا نکته دیگری هم هست که بعضی از مفسرین بزرگ زمان ما به آن توجه فرمودهاند و آن اینکه لازمه اینکه سراسر عالم خلقت به یکدیگر وابسته باشد این است که وحیی و نبوتی و رسالتی و هدایتی هم برای انسان وجود داشته باشد.
گذشته از اینکه خود وحی پیامی است از نادیده به سوی دیدهها، هدف این پیام نیز متصل کردن این دو حلقه هستی به یکدیگر است، یعنی در انسان- که یک موجود محسوس است- ایمان به غیب به وجود آوردن، انسان را متصل کردن به عالم غیب از ناحیه درون و اعتقادش. وقتی که خلقت، غیبی داشته باشد و شهادتی، ناچار برای متصل کردن انسان از شهادت به غیب، رسالتی لازم و ضروری است.
پس ماهیت قرآن همین است، قَوْلُ رَسولٍ کریمٍ است، سخن فرستادهای بزرگوار، یعنی سخن فرستادهای که در عین اینکه از زبان او میشنوید ولی مال او نیست از جای دیگر است، او از دهانی گرفته است و از دهان دیگری برای شما بیان میکند.