مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - مباحثات حضرت رضا علیه السلام
خدا. شاید پنجاه سال باشد که از دنیا رفته است.
مباحثات حضرت رضا علیه السلام
در مباحثاتی که حضرت رضا علیه السلام در مجلس مأمون کردند و شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا [١] نقل کرده، [مسأله بشارت طرح شده است.] یکی از علما بر این کتاب حواشیای نوشته است و حتی از بعضی از علمای بزرگ چیزهایی را نقل میکند که نشان میدهد آنها در مورد معنی چند لغت اطلاع نداشتهاند. مثلًا در کلام حضرت رضا علیه السلام لفظ «بارقلیطا» یا «فارفلیطا» آمده است. حضرت میگویند این کلمه در انجیل و یا جای دیگری آمده است. برخی علمایی که بعد آمدهاند، گفتهاند «فارفلیطا» عربی است و شاید به معنای فارق بین حق و باطل است، درصورتی که این کلمه معرّب لفظ یونانی «پاراکلیتوس» [٢] است که به این صورت درآمده است ..
من قسمتی از آن کلام حضرت رضا علیه السلام را برای شما نقل خواهم کرد. مأمون همان طور که مکرر گفتهایم با همه شقاوت و خباثتی که داشت اهل علم و علمدوست و فاضل و درسخوانده بود؛ منطق و فلسفه خوانده بود، حدیث و فقه و کلام خوانده بود و از همه اینها کاملًا اطلاع داشت. این بود که خیلی خوشش میآمد که مجالس بحث تشکیل بدهد و در تشکیل این مجالس بیغرض هم نبود. وقتی که حضرت رضا علیه السلام به خراسان و به مرو آمدند، مأمون به فضل بن سهل وزیر خود گفت: حال که علی بن موسیالرضا از مدینه آمده است، دوست دارم مجمعی تشکیل دهی و رؤسا و علمای همه مذاهب را در آن جمع کنی، برای اینکه با علی بن موسیالرضا علیه السلام مباحثاتی بشود. او هم از همه علمای مذاهب دعوت کرد. از جاثلیق دعوت کرد (جاثلیق معرّب کاتولیک است، به کشیش عمده مسیحیها «کاتولیک» میگفتند)، از بزرگ یهود به نام رأسالجالوت دعوت کرد، از بزرگ صابئین که عقاید خاصی داشتند و خود را تابع نوح میدانستند دعوت کرد (درباره عقاید صابئین اختلافاتی هست)، «هربد» را که همان هیربد، عالم بزرگ مجوسی و زردشتی است دعوت کرد، از متکلمین غیرشیعه دعوت کرد، و حتی کسانی را
[١]. شیخ صدوق در این کتاب فقط احادیث را نقل کرده و شارح نیست.[٢].١ . .