مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٣ - داستان غلام علی بن الحسین علیهما السلام
این مسألهای که عرض کردم مسأله منّت است. ما در دعای «مکارمالاخلاق» میخوانیم که:«وَ أَجْرِ لِلنّاسِ عَلی یدَی الْخَیرَ وَ لا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ» خدایا برای مردم به دست من خیر را جاری کن، اما اثر آن را با منّت گذاشتن من از بین نبر؛ یعنی خیری که به دست من جاری بشود ولی توأم با یک منت گذاشتن باشد از بین رفته است.
قرآن میفرماید:«لا تُبْطِلوا صَدَقاتِکمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی» [١] یعنی اگر شما کار خیر بکنید بعد با یک منت یا یک اذیت، کاری بکنید که روح طرف را خرد کنید، تمام آن عملتان بیارزش است. اینها کیفیت عمل است.
از همه اینها بالاتر بهطورکلی درجه خلوص عمل است، یعنی صِرف للَّهو فیاللَّه بودن؛ هیچ غرضی انسان نداشته باشد، در آن اعماق قلبش هم دوست نداشته باشد که مردم اگر اطلاع پیدا کنند او را ستایش کنند. این تعبیری است که در حدیث آمده است؛ وقتی راجع به اخلاص عمل [سؤال میکنند] که اخلاص عمل چگونه است، میفرماید: اخلاص عمل به این نحو است که اینطور نباشید که اگر مردم اطلاع پیدا کنند خوشحال بشوید؛ و بلکه آنهایی که خیلی خوف دارند از اینکه شرکی در عملشان وارد شود، از اینکه مردم دیگر اطلاع پیدا کنند وحشت دارند، ناراحت میشوند، بلکه نمیخواهند دیگر در دنیا باشند.
داستان غلام علی بن الحسین علیهما السلام
شخصی میگوید در یک سختی و در سالی که باران نیامده بود و مردم دعا و استغاثه میکردند و نماز استسقاء میخواندند، هرچه میکردند اثری نمیبخشید. یک وقت در یک خلوتی در دامنه کوهی غلامی را دیدم که عبادت میکند و حال عجیبی دارد و در مناجات خودش میگوید: خدایا ما بندگان چنین هستیم، خدایا رحمت خودت را از ما قطع نکن، خدایا چنین و چنان. او هنوز مشغول عبادت بود که دیدم اوضاع عالم عوض شد. شک نکردم که اثر دعای همین یک شخص بود. دنبالش را گرفتم ببینم این کیست، فهمیدم غلامی است. نشانی او را پیدا کردم، خانه حضرت علیبن الحسین. پیش خودم گفتم: هرجور هست من این را از امام میخرم ولی نه برای اینکه خادم من باشد، برای اینکه من خادم او باشم و او مخدوم من باشد تا از
[١]. بقره/ ٢٦٤.