مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - معاد جسمانی
اینها مدعی هستند که روح انسان در دنیا چون به هر حال اشتغال به بدن دارد، نمیتواند به درون خودش توجه کامل داشته باشد و به همین جهت نه میتواند لذات روحانی را به آن خلوص کامل درک کند و نه میتواند رنجهای روحی را به آن خلوصِ کامل درک کند. معتقدند که انسان بعد از اینکه بمیرد چون روح به خود باز میگردد و اشتغال به بدن ندارد آن لذتهای روحانیاش، اگر اهل لذت روحانی باشد، مضاعف میشود یک بر صدهزار بلکه قابل توصیف نیست؛ رنجهای روحیاش هم- اگر کسی اهل رنج روحی باشد- مضاعف میشود یک بر صدهزار بلکه اصلًا نمیشود حساب کرد. این است که لذت روحانی برای اهل لذت آنچنان شدید است که در اینجا قابل توصیف نیست و رنج روحانی هم آنچنان شدید است که قابل توصیف نیست.
جوان خیلی پاک و خوبی بود که گاهی یک حالات معنوی خوبی داشت و گاه برای من نقل میکرد. میگفت مثلًا در نماز شب گاهی یک حالت خیلی خوشی به من دست میداد و گاه اتفاق میافتاد که آن حالت چند لحظهای از من گرفته میشد.
میگفت من جهنم را آن وقت احساس میکردم که اصلًا جهنم یعنی چه؟ این گرفتن و فراق آن حالت آنچنان مرا در تنگنا قرار میداد که اصلًا یک دقیقهاش برای من قابل تحمل نبود.
این برای این است که روح در آن وقت یک حالت تجردی پیدا میکند، ارتباطش با بدن ضعیف میشود و به همین جهت آن ذکراللَّه و آن مواهب معنوی آنچنان لذیذ است که وقتی برای امتحان- به هر جهتی هست- چند لحظهای گرفته میشود، دردش آنچنان شدید است که اصلًا قابل توصیف نیست. حاضر است همه دردهای مادی دنیا را تحمل کند و آن را تحمل نکند. کسانی که قائل به بهشت معنوی و معاد روحانی هستند مقصودشان این است که انسان بعد از آنکه مرد این بدن برای همیشه از بین رفته است و دیگر انسان با این بدن سروکار ندارد.
معاد جسمانی
عدهای قائل به معاد جسمانی هستند؛ میگویند اینطور نیست، روح انسان از بدن میرود، در عالم برزخ است، بعد که قیامت شد در قیامت خدای متعال کاری میکند که این ارواح باز به آن اجسام تعلق میگیرند گو اینکه وضع اجسام با اجسام دنیا