مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - اصل وابستگی اجزاء جهان به یکدیگر
ما بگوییم خداوند اگر میخواهد به انسان روزی بدهد آیا احتیاجی هست که زمینی باشد، بذری باشد، زمین شخم زده شود، بارانی باشد، هوایی باشد و نوری باشد؟ نه، مسأله احتیاج مطرح نیست. (در تعلیم و تعلّم و امثال اینها [نیز این سؤال] هست.)
ولی مسأله نظام عالم مطرح است که خدای متعال عالم را بر یک نظام حکیمانه خلق کرده است و تخلف از این نظام برخلاف حکمت پروردگار است نه اینکه مسأله عجز و ضعف و ناتوانی و امثال اینها در کار است، که این خودش داستان مفصلی دارد. حالا این را عجالتاً به طور اجمال در نظر بگیرید.
اصل وابستگی اجزاء جهان به یکدیگر
مسألهای از قدیمالایام در میان مفکرین بشر مطرح بوده است و آن اینکه آیا اجزاء این عالم با یکدیگر پیوند و وابستگی دارند یا از یکدیگر گسسته هستند؟ اگر ما ظاهر را نگاه کنیم اشیاء از یکدیگر گسسته هستند. مثلًا زمین وجود دارد، فلان ستاره هم در فلان کهکشان وجود دارد. این برای خودش یک چیزی است، آن هم برای خودش یک چیزی. در زمین ما کوه و دریا وجود دارد، آب و هوا وجود دارد، انسان وجود دارد، گیاه و حیوان و معدن وجود دارد؛ آیا اینها یک سلسله امور از هم گسسته و متفرق هستند و به یکدیگر وابستگی ندارند یا به یکدیگر وابستگی دارند؟ ظاهر این است که به یکدیگر وابستگی ندارند. ولی این جور نیست. آنچه که علم بشر تدریجاً جلو آمده [و به آن نزدیک شده] است این است که اجزاء عالم ما همه به یکدیگر وابسته و پیوسته هستند به طوری که اگر در یک جای عالم حادثهای پیش بیاید، در همه عالم به نوعی اثر میگذارد. این را اصل وابستگی میگویند. حتی ارسطو که یک فیلسوف خیلی قدیمی است و در دو هزار و چند صد سال پیش بوده است، این اصل را در کتابهای خودش به طور اجمال ذکر کرده است و بعد در دنیای اسلام هم فلاسفه اسلامی روی آن خیلی تکیه کردهاند به عنوان اینکه تمام عالم ما حکم یک واحد و یک اندام واحد را دارد.
اگر شما اندام یک انسان را در نظر بگیرید، در اندام او مثلًا مو وجود دارد، استخوان و دندان وجود دارد، رگ و عصب وجود دارد، خون وجود دارد، اعضای بزرگ و رئیس وجود دارد، قلب و کبد وجود دارد، ناخن وجود دارد. درباره اینها انسان خودش این را میتواند درک کند که همه اینها به یکدیگر به نوعی وابسته و