مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٠ - خواب جوان قمی
خواب جوان قمی
حدود یک هفته پیش در قم یکی از دوستان ما که از اهل علم است گفت: یک جریان خیلی عجیبی رخ داده و آن جریان این است که یک جوان قمی گفته است:
من مرحوم حاج میرزا علی محدّثزاده (پسر مرحوم آقای حاج شیخ عباس قمی) را که چند ماه پیش فوت کرد همین چند روز پیش به خواب دیدم (و من با این مرد آشنا بودم، بسیار بسیار مرد صالح و صادق و باایمانی بود که خودم از او داستانها دارم، یعنی واقعاً چیزی از روح پدرش مرحوم حاج شیخ عباس در این مرد بود و او یک عجایبی داشت در روابطش با پدرش بعد از مردن و راهنماییهایی که این پدر او را بعد از مردن میکرد که داستانها برای خود من نقل کرد). در خواب متوجه شدم که فوت کرده. از او پرسیدم که وضعت چگونه است، حالت چطور است؟ گفت:
الحمد للَّهخوب است. ولی جملهای گفت که: امان از نِقاش در حساب. این شخص بازاری بوده و معنای این کلمه را نفهمیده بود. یک وقت هست انسان معنی یک کلمه را قبلًا میداند. او اصلًا معنای این جمله را که در خواب به او گفته بودند نفهمیده بود، بعد در بیداری آمده بود پرسیده بود که نِقاش در حساب یعنی چه؟ یعنی حساب را دقیق رسیدن. یک حسابهایی را دقیق به انسان میرسند که آدم خودش توجه ندارد و با خودش خیال میکند که یک انبار عمل صالح فرستادهایم و دیگر کار ما درست است. نمیداند وقتی که تفتیش بشود و نِقاش بشود همه اینها مثل کالایی است که این کالا را مثلًا بید یا سِن زده باشد.
عدهای از اطرافیان مرحوم آقای بروجردی (رضواناللَّه علیه) که در مرض فوتشان حضور داشتند؛ گفتند ایشان یک حالت غمناکی به خود گرفته بود و بعد گفت: رفتیم و عملی انجام ندادیم، رفتیم و دست خالی رفتیم. یکی از اصحاب گفته بود: آقا شما این حرف را میزنید؟! شما دیگر چرا؟! شما الحمدللَّه کسی هستید که حوزه علمیه را احیا کردید، شما چقدر مسجد ساختید، چقدر مدرسه ساختید، چنین کردید، چنان کردید. ایشان حرفی نزد جز یک جملهای که در حدیث است، فرمود:«خَلِّصِ الْعَمَلَ فَانَّ النّاقِدَ بَصیرٌ بَصیرٌ» عمل را خالص کن که نقد کن، آن نِقاش، آن مُناقش بسیار دقیق و بیناست. و چه اشتباه بزرگی است که انسان چنین توهمی در خیالش پیدا بشود و بگوید: من از مغفرت خدای متعال بینیازم، ما که کار بدی نکردیم که بخواهد ما را بیامرزد، حالا طلبهایمان را میخواهیم از او وصول کنیم.