مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٥ - استدراج
پروردگار باشید (ابتدا فرمود:«أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمینَ کالْمُجْرِمینَ» مسلمها، تسلیمها، خاضعها؛ اینجا هم سجود است که مَثل اعلای همان اسلام و تسلیم است) دیگر آن روحیه استکبار و جحودی که در دنیا داشتند و با همان به آنجا رفتند به آنها اجازه نمیدهد و نمیتوانند تسلیم باشند، از قبیل نتوانستن کسی که خُلقش به او اجازه نمیدهد. گاهی کاری را به انسان تکلیف میکنند، مثلًا میگویند شما این تواضع را در مقابل فلان کس بکن؛ میگوید آقا من نمیتوانم، این کار از من ساخته نیست.
میفرماید دیگر نمیتوانند و روحشان به آنها اجازه نمیدهد.
«خَاشِعَةً أَبْصارُهُم» ولی وضع اسفانگیز خودشان را که میبینند، چشمهایشان حالت فروافتادگی دارد. یک انسان شکستخورده مأیوس ناامید چگونه از نگاههایش پیداست؟ «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ» فراگرفته است آنها را ذلتی و مسکنتی؛ یعنی آثار ذلت و مسکنت و بیچارگی از تمام وجود اینها پیدا و آشکار است.
وَ قَدْ کانوا یدْعَوْنَ إلَی السُّجودِ وَ هُمْ سالِمونَ. برای اینکه کسی نگوید چرا در آخرت اینها دعوت به سجود و عبادت و تسلیم امر خدا میشوند، میفرماید در دنیا در حالی که سالم و پاک و بیعیب بودند، با فطرت توحید بودند و این عیبها را پیدا نکرده بودند دعوت میشدند ولی گوش نمیکردند.
«فَذَرْنی وَ مَنْ یکذِّبُ بِهذَا الْحَدیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لا یعْلَمونَ» ای پیغمبر! بگذار مرا و این مردم. (نه معنایش این است که تو مانع شدی؛ تعبیری است که در مقام تهدید گفته میشود. ما خودمان در فارسی گاهی میگوییم: حالا بگذار ببین من چه میکنم. طرف نیامده که دست ما را گرفته باشد، ولی وقتی میخواهیم بگوییم در آینده چنین خواهم کرد، میگوییم: بگذار ببین من در آینده چه میکنم. این همان «بگذار» ی است که ما در فارسی میگوییم.) بگذار مرا و مردمی که این سخنان و این حقایق را دروغ میپندارند. بدترین عقوبتها همین عقوبت دنیای آنهاست، همین چیزی که آنها ملاک نعمت میدانند، همین نقمتهایی که در پوشش نعمت به آنها دادهایم.«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لا یعْلَمونَ» اینها را کمکم، آرامآرام، تدریجی و درجه به درجه میگیریم، آنچنان که خودشان نمیفهمند و نمیدانند.
استدراج
«استدراج» که در آیات دیگر قرآن با تعبیرات دیگری آمده است، از جمله اصول و