مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - خاطره ای از فریمان
معنای دوم
اما اگر نظر به باب تفاعل داشته باشیم، آنچنان که در بعضی تفاسیر از جمله تفسیر المیزان به این نکته توجه کردهاند [معنای دیگری از آیه فهمیده میشود.] تغابن یک کار اشتراکی است. تغابن در جایی است که دو نفر که با یکدیگر همکاری دارند، احساس کنند که هر دو ضرر کردهاند. این مسألهای است که گاهی در فقه مطرح میشود و یادم هست که در شرح لمعه مطرح شده است که آیا ممکن است دو نفر با یکدیگر معامله کنند و هر دو مغبون شوند؟ در باب غبن میگویند آن طرفی که مغبون است «خیار فسخ» دارد و حق دارد معامله را فسخ کند. قهراً این مسأله را طرح کردهاند که آیا میشود خیار غبن برای هر دو طرف پیدا شود، یعنی هم فروشنده مغبون باشد و هم خریدار؟ وجوهی ذکر کردهاند.
خاطره ای از فریمان
یادم هست در سالهای قبل از اینکه ما قم برویم و بچه بودیم، در فریمان یک رئیس شهربانی بود که هیکل عجیبی داشت. معلوم بود که سواد طلبگی هم دارد و یک انسان فاسق، فاجر، مشروبخوار و فوقالعاده ظالمی بود. حتی ابوی ما را که یگانه ملای روحانی آن منطقه بودند مجبور کرده بود که باید حتماً مکلّا شوند و ایشان دیگر از خانه بیرون نمیآمدند. یک دایی هم داشتیم که او هم طلبه و اهل علم و خیلی خوشذوق بود. یک وقت دایی ما را که به شهربانی برده بود گفته بود: حاج شیخ! من یک مسأله از تو سؤال میکنم: آیا میشود معاملهای واقع شود که هر دو طرف فروشنده و خریدار مغبون باشند؟ دایی ما هم که خیلی اهل ذوق بود باتوجه به اینکه طرف مقابل شرابخوار بود گفته بود بله، خرید و فروش شراب.
حال در قیامت این مغبونیت طرفینی در کجاست؟ مفسرین گفتهاند گاهی دو نفر و یا بیش از دو نفر، هزاران نفر با یکدیگر برای یک هدف اشتراک مساعی میکنند، نوعی معامله میکنند. یک نفر به اصطلاح یک عده ایادی دارد که آنها فرمانهای او را اجرا میکنند و این فرمانها در طریق ظلم و ستم به مردم و خلاف رضای پروردگار است. به تعبیر قرآن یک نفر متبوع است و دیگران تابع. متبوع به تابع خودش فرمان میدهد که فلان جرم را مرتکب شو و او هم انجام میدهد. او از این راضی است و این از او راضی است. متبوع از تابع خودش راضی است، چون