مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٢ - سخن روانشناسان
انسان است. از نظر جسم، خودش در رحم خودش را نساخته است، او را تمام کردهاند؛ از نظر روح، در عالم دنیا خودش باید خودش را تمام کند و بسازد.
این است که قلم قضا و قدر را در دنیا به دست خود انسان دادهاند، نقاشی و رسم و طراحی و مهندسی ساختمان روحی انسان را در دنیا به خود انسان دادهاند.
مدلها را هم به انسان معرفی کردهاند: انسانهای کامل، انسانهای شرور؛ گفتهاند میخواهی خودت را مطابق این مدل بساز، این پیغمبر است، این علی است، این امام حسن است، این امام حسین است، این سلمان است، این ابوذر است؛ آن دیگری فرعون است، هامان است، نمرود است؛ اختیار باتوست، میخواهی چشم روحت را مثل آن بساز یا مثل این، ابروی روحت را مثل آن بساز یا مثل این، رنگ روحت را مثل آن بساز یا مثل این. این را میگویند «خُلق». حالات روحی انسان وقتی که به صورت ملکه دربیاید «خُلق» گفته میشود.
سخن روانشناسان
روانشناسان حرف خوبی میگویند، همان که حکما به این تعبیر گفتهاند که انسان از نظر روحی بالقوه به دنیا میآید. میگویند انسان وقتی که به دنیا میآید، از نظر حالات روانی حکم ماده شلی را دارد که قابل سفت شدن است، آن را در هر قالبی بریزید مطابق همان قالب سفت و محکم میشود، مثل گچ. گچی که روی آن آب ریختهاند ابتدا یک ماده شل است. این ماده شل را در هر قالبی بریزید ظرف نیم ساعت به شکل آن قالب درمیآید. اگر بخواهید از آن یک سر انسان بسازید، چنانچه قبلًا قالب سر یک انسان را ریخته باشید و این ماده را در آن بریزید و بعد از مدتی بیرون بیاورید، میبینید مثلًا سر سقراط از آن بیرون میآید. اگر آن را در قالب موش بریزید موش بیرون میآید. انسان از نظر حالات روانی در ابتدا همان حالت ماده شل را دارد ولی تدریجاً تغییرشکل پیدا میکند، البته نه به آن سرعتی که ماده گچ تغییر شکل پیدا میکند؛ و هرچه عمر انسان به پایان خود نزدیکتر میشود قابلیت دگرگونی او کمتر میشود؛ یعنی برای یک بچه شیرخوار که تازه پدر و مادر را تشخیص میدهد، این ماده شلتر و قابل انعطافتر است، سه ساله که میشود قابلیت انعطافش کمتر است چون اندکی شکل میگیرد، پنج ساله که شد کمتر است، پانزده ساله از آن کمتر، سی ساله از آن کمتر، شصت ساله از آن کمتر، هشتاد ساله از