مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٠ - اجر و پاداش بی نهایت
فقط خودش است و برای خودش. این عمل به همان جا کارش تمام میشود.
بسیاری از مردم وقتی که بمیرند دفتر عملشان هم با خودشان بسته میشود:«اذا ماتَ ابْنُ ادَمَ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ» فرزند آدم که بمیرد عملش از او بریده میشود، یعنی دفتر عملش بکلی بسته میشود «الّا عَنْ ثَلاثٍ» مگر از سه چیز (در واقع سه گروه مردم):«صَدَقَةٌ جارِیةٌ» کار خیری انجام بدهد که بعد از مردن او هم آن کار خیر جریان دارد. برای خدا مدرسهای یا مسجدی و یا درمانگاهی تأسیس میکند، هر کار خیری، که بعد از مردنش خودش رفته است ولی کارش دارد کار میکند، پس اجرش تا آن هست قطع نمیشود.«أوْ وَرَقَةُ عِلْمٍ ینْتَفَعُ بِها» یک برگ دانش مفید (گفتهاند یک برگ حداقل است، چون یک کتاب مشتمل بر برگهای متعدد است)؛ اگر از کسی فقط به اندازه یک ورق دانش بماند که بعد از او مردم منتفع شوند، تا این برگ دانش و کتاب و ورقه وجود دارد و تا مردم از آن استفاده میکنند اجر این آدم قطع نمیشود.«أوْ وَلَدٌ صالِحٌ یسْتَغْفِرُ لَهُ» فرزند صالحی را به دنیا آورده و تربیت کرده که بعد از او برای او استغفار میکند (یا به موجب روایات، منحصر به استغفار نیست، بعد از او کار خیری انجام میدهد).
در حدیث است: عیسی بن مریم از قبرستانی میگذشت، با چشم غیبی و ملکوتی احساس کرد که شخصی معذّب است. بار دیگر از آنجا گذشت و دید عذاب از او برداشته شده است. از خدای متعال رازش را خواست، به او گفتند این فرزندی از خود باقی گذاشته است که او در این خلال «اوی یتیماً وَ اصْلَحَ طَریقاً» دو کار خیر کرد، یکی اینکه یتیم و بیپناهی را جا داد، دیگر اینکه راهی را اصلاح کرد؛ یک راه خرابهای بود که مردم ناراحت بودند، جاده و راهی را اصلاح کرد؛ خداوند به موجب عمل فرزندش به این شخص پاداش داد که آن فرزند را او اینطور ساخته بوده است.
وقتی که یک انسان عادی- مثلًا کسی که یک کتاب مفید تألیف کرده است که سالها در میان مردم باقی میماند- هنوز نزد خدا دفترش باز است، به یقین پیغمبر که نه یک نفر، نه دو نفر، نه هزار نفر، نه یک میلیون نفر، نه صد میلیون نفر، نه یک قرن و نه دو قرن سرچشمه تمام خیرات و برکات است، از او قطع شدن [اجر] معنی ندارد، تا دنیا دنیاست [اجر و پاداش دارد.] آن وقت انسان اجر دارد که کار او از روی کمال عقل و دانایی و اختیار باشد، چون شرط تکلیف این است که انسان عاقل و مختار و با اراده باشد (و بالغ بودن که یک امر مفروض و مسلّمی است).