مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٦ - داستان مردی که آرزوی ثروت داشت
تکاپوی دائم در بیاید همان است که قرآن میگوید: فَاسْتَبِقُوا الْخَیراتِ [١]. اگر بنا بشود که آن تکاپوی دائم همیشه به صورت جنگ و اختلاف بشر با بشر باشد روزی هم بشر به آنجا میرسد که همه به یک هدف میرسند، آیا باز هم باید با همدیگر بجنگند؟ روزی میرسد که دیگر نبرد بشر پایان میپذیرد ولی پویش بشر نباید پایان بپذیرد؛ آن وقت پویشش فقط جنبه مثبت پیدا میکند (سابِقوا الی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکمْ [٢]- فَاسْتَبِقُوا الْخَیراتِ) و مسابقه در خیرات باید جلو بیاید. این جز با تز اسلام با هیچ تز دیگر جور در نمیآید.
حال مردم از این آزمایش چگونه بیرون میآیند؟ بعضی، این رفاه و رسیدن به نعمت، آنها را از خدا غافل میکند، بد امتحان میدهند، از خدا بکلی غافل میشوند؛ یعنی این فردی که بنده خدا بود، دیگر بنده این پول و این نعمت شد. این نعمت برای او مایه شکر و سپاسگزاری و خدمت نیست، یک معبود شده است.
مضمون آیه «وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ اتینا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکونَنَّ مِنَ الصّالِحینَ. فَلَمّا اتیهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلوا» [٣] این است که بعضی از این مؤمنین با خدا پیمان بستند که اگر خدای متعال از فضل خودش ما را غنی و ثروتمند کند آنقدر در راه خدا خرج کنیم که دنیا را پر کند؛ این ثروتمندان را ببین عجب مردم بخیل مُمسکی هستند! چه پول به جان اینها چسبیده!
کریمان را به دست اندر درم نیست | درمداران عالم را کرم نیست | |