مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٧ - خاطره ای از فریمان
فرمانهای او را دقیقاً اجرا میکند و تابع از متبوع خودش راضی است برای اینکه در مقابل فرمانهایی که اجرا کرده است، متبوع امکانات زیادی برای او فراهم کرده است. این خودش نوعی معامله است؛ با هم داد و ستد کردهاند.
تابع و متبوع در دنیا خیال میکنند هر دو از این معامله سود بردهاند. در روز قیامت است که میفهمند از این اشتراک مساعی و همکاری و از این داد و ستدی که در دنیا با یکدیگر داشتهاند هر دو ضرر کردهاند. اگر در دنیا معاملهای که فروشنده و خریدار هر دو ضرر کنند احیاناً وجود نداشته باشد در آخرت این نوع معاملهها [وجود دارد.] برخی مفسرین گفتهاند مقصود از اینکه روز قیامت روز تغابن است اشاره است به آنجا که در آیه دیگر میفرماید:«إذْ تَبَرَّأَ الَّذینَ اتُّبِعوا مِنَ الَّذینَ اتَّبَعوا» [١].
یکی از تابلوهایی که قرآن از قیامت مجسم میکند تابلوی تبرّی متبوعها از تابعها، و تابعها از متبوعهاست. تابعها و متبوعها با همکاری یکدیگر جنایت و ظلم کردهاند.
تابع میخواهد به گردن متبوع بیندازد، میگوید: من که کارهای نبودم، به من دستور دادند و من این کاررا کردم، و متبوع میگوید: به من مربوط نیست، آن کسی که این کار را کرده است مقصر است. نظیر کاری که یزید و ابنزیاد میکردند که در همین دنیا این قضیه اتفاق افتاد. یزید میگفت: خدا لعنت کند ابنزیاد را، من که نگفته بودم اینطور بکند، و ابنزیاد میگفت: خدا لعنت کند یزید را که این دستور را داد؛ اگر او دستور نمیداد من این کار را نمیکردم.
قرآن میگوید تابع و متبوع هر دو مغبونند و هر دو ضرر کردهاند. اینها معاملههایی در دنیا کردهاند و هر دو هم در این معامله مغبون هستند. این مغبونیت را در دنیا احساس نمیکنند اما در آخرت احساس میکنند.
چنان که گفتیم این سوره را که «سوره تغابن» مینامند به اعتبار این آیه است:
«یوْمَ یجْمَعُکمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ ذلِک یوْمُ التَّغابُنِ» بعثت و بعث در آن روزی است که شما را جمع میکند و گرد میآورد، آن روزی که نامش «یومالجمع» است؛ اولین و آخرین در آن روز گرد هم میآیند.«ذلِک یوْمُ التَّغابُنِ» روز مغبونیت و یا روز اشتراک دو همکار در مغبونیت، آن روز است.
اما آن کسانی که [اینقدر] مغبون نیستند. اینگونه افراد یا اصلًا مغبون نیستند
[١]. بقره/ ١٦٦.