مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - دیدن صنع الهی
بگیرد که غیر این باشد، همین زمین که اینچنین برای شما یک مرکب رهوار و رامی است، در یک «آن» میتواند مانند یک حیوان بسیار درندهای دهان باز کند و شما را در خود فرو ببرد. همین آسمان و قسمت مافوق شما که از آنجا همیشه برای شما نور و رحمت میریزد و منشأ خیر و رحمت است، اگر خدای متعال نخواهد چنین باشد و بخواهد عکس این باشد، بجای اینهمه رحمت، ممکن است بر شما سنگ از آسمان فرود بیاید. اینها خلاصهای بود از آیات گذشته.
انکار الهی
بعد نکتهای را ذکر میکند. در آیه اوّلی که خواندم میفرماید: در میان اقوام گذشته اقوامی بودند که خدا را (یا این حقایق را) انکار کردند. بعد تعبیر عجیبی دارد، میفرماید: آنها انکار کردند، حالا ببینید خدا چگونه آنها را انکار کرد. آن مکافاتها و عقوبتها را به تعبیر «انکار الهی» ذکر کرده است. آنها این حقایق را انکار کردند، ببینید این حقایق چگونه آنها را انکار کرد. در واقع نفی کردن است، منتها نفی کردن در عالم ذهن. وقتی [این حقایق را] میگویید، سرش را بالا میاندازد، میگوید: نه.
انکار میکند: خیر، چنین نیست، من نفی میکنم. ولی وقتی که حقیقت به سراغ اینها میآید و اینها را نفی و انکار میکند آن را بروید ببینید.«وَ لَقَدْ کذَّبَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» مردمی که پیشینیان اینها هم مانند اینها تکذیب و انکار کردند. حالا ببینید انکار من آنها را، چگونه بود؛ آنها که نفی میکردند، نفی ما آنها را، چگونه بود؛ نفی ما به این صورت بود که دیگر از آنها اثری باقی نماند.
آیه بعد باز در روال آیات قبل است، میفرماید:«اوَلَمْ یرَوْا الَی الطَّیرِ فَوْقَهُمْ صافّاتٍ وَ یقْبِضْنَ ما یمْسِکهُنَّ الَّا الرَّحْمنُ انَّهُ بِکلِّ شَیءٍ بَصیرٌ» اینها این مرغها را در بالای سر خودشان در حالی که بالها را باز کردهاند و صاف نگه داشتهاند و پرواز میکنند و گاهی هم بالها را بهم میزنند، نگاه نمیکنند؟ یعنی صنع الهی را نمیبینند؟
مقصود از صنع الهی را دیدن در این گونه موارد این است:
دیدن صنع الهی
خیلی چیزها در عالم هست که اگر انسان، ساده آن مطلب را ببیند به نظرش میآید که غیر از این دیگر چیزی امکانپذیر نیست. ولی یک وقت انسان میبیند که در