مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٦ - استعجال به عذاب
میگفتند اگر راست میگویی که عذابی در قیامت هست، به خدا بگو همین الآن این عذاب را بفرستد. معجزه تو این باشد که آن عذاب قیامت را زودتر به ما برسانی. و این یکی از مراتب عناد ورزیدن بشر است. بیماری عناد از بدترین بیماریهای انسانهاست.
در یک آیه دیگر که در موارد دیگر هم به آن استناد کردهایم قرآن کریم از فردی از این افراد- یا شاید چند فرد بودهاند- اینچنین نقل میکند: وَ اذْ قالُوا اللَّهُمَّ انْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَامْطِرْ عَلَینا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ [١]. میفرماید عدهای دست به دعا برداشتند. ببینید چگونه دعایی است! گفتند خدایا اگر این کتاب حق است و از ناحیه توست سنگ از آسمان به سر ما بفرست که دیگر ما زنده نباشیم. خیلی عجیب است! به جای اینکه بگوید خدایا اگر حق است پس حقانیتش را به ما بنمایان و به ما توفیق بده که از آن پیروی کنیم، [میگوید سنگ بر سر ما بفرست. باید بگوید] اگر حق است و از ناحیه توست پس ما باید پیروی کنیم [چون] از ناحیه خداست، و اگر حق نیست و از ناحیه تو نیست، ما را بصیرت بده تا به وسیله پیروی گمراه نشویم. میگوید اگر حق است من دیگر طاقت و تاب دیدنش را ندارم، زود ما را از بین ببر که دیگر چشممان به آن نیفتد. اینها نوعی استعجال به عذاب است.
حتی در حدیث است که بعد از آنکه پیغمبر اکرم در غدیر خم امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به خلافت تعیین کردند و فرمودند: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، با توجه به یک مسألهای که در میان عرب جاهلیت شأن فوقالعادهای داشت یعنی مسأله پیری و جوانی و بچگی و امثال اینها، مردی به نام نعمان بن حارث فِهری که تقریباً از بطول قریش شمرده میشود، آمد خدمت حضرت رسول و گفت: تو به ما گفتی که شهادت به لا اله الّا اللَّه بدهید و غیر خدا را نپرستید، قبول کردیم؛ تو گفتی که به رسالت تو شهادت بدهیم قبول کردیم؛ گفتی نماز بخوانید، زکات بدهید، روزه بگیرید، قبول کردیم؛ حالا آمدهای میگویی همانطور که اطاعت من بر شما واجب است اطاعت این غلام (این جوانک) هم واجب است؛ من میخواهم از تو بپرسم این را از پیش خود میگویی یا وحی الهی است؟ فرمود به آن خدایی که جز او خدایی نیست این به وحی الهی است و به دستور خداست، من از ناحیه خود یک
[١]. انفال/ ٣٢.