مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - نکته ای درباره اصحاب الیمین و اصحاب الشمال
«اصحاب الشمال» فرموده است متضمن نکته بسیار بسیار عالی است که کلمه «اصحاب» در هر دو جا میرساند. کلمه «اصحاب» کلمهای است که در فارسی الآن من برایش تعبیری پیدا نمیکنم، اگر شما پیدا کردید بگویید. فقط تعبیری به نظرم میرسد و آن این است که گاهی ما در فارسی با یک «ی» این مطلب را میفهمانیم.
مثلًا یک وقت میگوییم فلان کس قرآن میخواند یا فلان کس به قرآن عمل میکند، فلان کس به قرآن اعتقاد دارد. ولی وقتیکه میخواهیم رابطهاش را با قرآنْ شدید بیان کنیم میگوییم فلان کس «قرآنی» است یعنی کأ نّه با قرآن آمیخته شده است. یا از آن طرف- العیاذ باللَّه- فلان کس شراب میخورد یک مطلب است، «شرابی» یک آمیختگی را بیان میکند.
ما در فارسی این مقدار داریم. [در] کلمه «اصحاب» شما همین «ی» را کمی شدیدتر کنید. اصحاب الیمین شدن یعنی آن طرفی شدن، اصحابالیمین یعنی افرادی که اصلًا آن طرفی شدهاند، یعنی کأ نّه در این عالم که هستند دیگر جزء آن عالماند، الآن که در دنیا هستند ملکوت اعلائی هستند. اصحابالشمال [یعنی افرادی که] اصحاب چپاند؛ چنانکه قرآن گاهی [تعبیر] «اصحابالنار» [دارد، میفرماید] اینها اصحابالنارند. این «اصحابالنار» [یعنی] کأ نّه اینها از آتش جدایی ندارند، اصحاب نار هستند، یارانِ نارند، چسبیده به او هستند. گفتم ما در فارسی تعبیری غیر از همین لفظ نداریم که بخواهیم بیان کنیم. اصحابالجنّه، اصحابالنار، اصحابالیمین، اصحابالشمال، اینها تعبیراتی است که یک نوع ملابست خیلی شدید را بیان میکند و در اینجا کلمه «اصحابالیمین» در واقع میخواهد بگوید اینها که اینجا هستند آنجاییاند، این ملکوت اعلائیها همین الآن آنجاییها هستند، به آنجا پیوستهاند؛ [و کلمه] «اصحابالشمال» [در واقع میخواهد بگوید] اینهایی که الآن در دنیا هستند در عین اینکه در دنیا هستند شمالیها و چپیها و پیوستگانِ به چپ هستند، الآن به آن عالم پیوستهاند، حقیقتشان به آن عالم پیوسته است. این مطلبی است که بعضی از مفسرین گفتهاند و به نظر میرسد مطلب خیلی خوبی است و درست گفتهاند یعنی با مطالب دیگری که در قرآن آمده است خوب وفق میدهد.