مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - سجده گیاه
میکند، میگوید من چه کسی را به این مجلس دعوت کنم؟ شما میگویید: آقای حسن آقا، آقای احمد آقا، آقای علی آقا. دیگر نمیگویید «و آقای احمد آقا و آقای علی آقا». در حالیکه انسان میخواهد بشمارد، این واو دیگر لازم نیست، واو را برمیدارد. قرآن خودش قبل از اینکه این چیزها بیاید، این کار را میکند یعنی مانند تعدید عمل میکند و واو را برمیدارد. نفرمود: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْ انَ وَ خَلَقَ الْانْسانَ وَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ»؛ اینها را بدون واو ذکر کرد مگر آنجایی که سیاق دارد تغییر میکند: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدانِ». مفسرین- شاید اغلبشان- گفتهاند که مقصود از «نجم» در اینجا همان گیاه است به قرینه «شجر» و به قرینه «یسْجُدانِ» نه ستاره به قرینه «شمس» و «قمر»، چون مطلب دیگری میخواهد بگوید. اگر اینجا باز مقصود مثلًا همان «بِحُسْبان» میبود میگفتیم نجم هم ستاره است، ولی اینجا چیز دیگری میگوید: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدانِ».
سجده گیاه
خیلی تعبیر لطیف و عجیبی است: گیاه و درخت هم خدا را سجده میکنند. یعنی چه گیاه خدا را سجده میکند؟ گیاه همین عمل روییدنش سجده خداست، نه اینکه مقصود این است که درخت مثلًا شبها که مردم به خواب میروند سرش را کج میکند و روی زمین میگذارد. سجده او چیز دیگری است، اطاعت است: در مقابل امر پروردگار خود خاضع هستند. «ثُمَّ اسْتَوی الَی السَّماءِ وَ هِی دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْارْضِ ائْتِیا طَوْعاً اوْ کرْهاً قالَتا اتَینا طائِعینَ» [١] آن وقت که استوا پیدا کرد [به آسمان،] یعنی سماء و آسمان و این جوّ فوق را تحتتسلط خود قرار داد در حالی که او دود بود یعنی گاز بود، در وقتی که او به صورت یک گاز بود؛ خدا به این عِلویات و به زمین گفت بیایید (یعنی دستوری که من میدهم اطاعت کنید)، گفتند آمدیم در حالی که مطیع هستیم. معلوم است که آنجا سخن لفظ [٢] نیست، جواب لفظ [٣] هم نیست؛ بلکه امر پروردگار و قانون الهی را که بدون تخلف عمل میکنند، آن اطاعت آنهاست. آنجا به تعبیر «طائِعین» آمده است، اینجا به تعبیر «یسْجُدانِ».
[١]
. فصّلت/ ١١.
[٢]. [یعنی سخنی که از نوع لفظ باشد.][٣]. [یعنی جوابی که از نوع لفظ باشد.]