مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - نظم در کار عالم
کار است. در حرکت وضعی و حرکت انتقالی که هر یک از این ذرات آسمانی بلکه کهکشانها صدها جور حرکت دارند- و در همه چیزشان- حساب است، تصادفات و بینظمی در کار عالم وجود ندارد. چرا این را میگوید؟ بعد خواهیم گفت، برای اینکه به انسان بگوید: ای انسان! سر را تسلیم حساب کن، خیال نکن در کار عالم حسابی نیست (الّا تَطْغَوْا فِی الْمیزانِ. وَ اقیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمیزانَ) [١]. «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدانِ». «نجم» معنی معروفش ستاره است ولی به گیاه هم اطلاق میشود. عرب وقتی میگوید «نَجَمَ» یعنی رویید، از زمینپیدا شد. گیاه که از زمین میروید، به آن هم «نجم» میگویند کما اینکه به ستاره هم به اعتبار اینکه طلوع میکند «نجم» میگویند؛ یعنی این که عرب به ستاره نجم میگوید به اعتبار این است که از دیده انسان مخفی است بعد طلوع میکند. به گیاه هم از آن جهت «نجم» میگویند که مخفی است یعنی از زمین پیدا نیست، تخمش در زمین است و خودش نیست، بعد از زمین سر میزند و بر میآید. قرآن میگوید نجم و درخت هم خدای خود را سجده میکنند، ساجد خدای خود هستند.
اینجا مقصود از «نجم» چیست؟ بعضی چون «نجم» بعد از «شمس» و «قمر» آمده است گفتهاند پس شمس و قمر در حسابی هستند و نجم و شجر در سجده؛ و مقصود از نجم ستاره است. ولی اکثریت در اینجا گفتهاند به دلیل این که [این مطلب] با واو عاطفه هم [آمده است مقصود از «نجم» ستاره نیست.] آنجا [فرمود:] «الرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُرْانَ. خَلَقَ الْانْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَیانَ. الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبانٍ». واو نیاورده؛ به اینجا که رسیده فرموده: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یسْجُدانِ» برای اینکه در اینجا خواسته یک مطلب جدید بگوید.
علامتگذاری و نقطهگذاری در رسمالخطها یک امر جدید است و در قدیم معمول نبود و همیشه با واو عاطفه عمل میکردند. ولی ویرگول که امروز در نوشتهها آمده جای بسیاری از واوها را گرفته است. در قرآن خود نظم قرآن گاهی این واوها را برمیدارد یعنی همان حالت تعدید (به اصطلاحی که مفسرین هم گفتهاند؛ میگویند سنّةالتعدید، منهاجالتعدید) یعنی حالت برشمردن را دارد. انسان فقط در وقتی که میخواهد چیزی را بشمارد واو را میاندازد. مثلًا کسی با شما مشورت
[١]. الرحمن/ ٨ و ٩.