مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - کیفر آخرت عین اعمال ماست
قرآن در بیانات خودش عجیب است. این مسأله مطرح میشود که خدای کریمِ رحیم مهربان که کرم و رحمتش نامتناهی است چرا عذر را نمیپذیرد؟ قرآن جواب میدهد هرچه قابل پذیرش باشد او میپذیرد؛ آنچه را نمیپذیرد که امکان پذیرش ندارد و پذیرفتنش محال است. این مثالی که عرض میکنم از یک نظر مثال خوبی است، تشبیه است و نمیتواند حتماً از هر جهت مثال کاملی باشد. مَثلش مَثل این است که ما درِ یک شیشه را محکم ببندیم، بعد آن را وارد یک اقیانوس کنیم، آنگاه بگوییم اقیانوس به این عظمت چرا یک ذره آب در این شیشه نیملیتری نمیریزد؟
جواب این است که اقیانوس بیپایان است ولی درِ این شیشه بسته است. اقیانوس کارش این است که هر جا که موجودی و راهِ بازی باشد، سرایت کند. این راه از ناحیه خود این موجود بسته است. انسان اگر راه را بر خود نبندد رحمت الهی او را میگیرد؛ رحمت الهی آنجا را نمیگیرد که راه را انسان خود بر خود بسته باشد.
اینجا قرآن این طور تعبیر میفرماید:«لا تَعْتَذِرُوا الْیوْمَ» عذر نجویید امروز که پذیرفته نمیشود، نه از آن جهت که عذر قابل پذیرش است و خدا از پذیرش امساک میکند، بلکه پذیرشپذیر نیست. حال چرا پذیرشپذیر نیست؟ «انَّما تُجْزَوْنَ ما کنْتُمْ تَعْمَلونَ» کیفر داده میشوید به عین اعمال خودتان، یعنی ما که کیفر را از بیرون نیاوردهایم، مثل یک آتش بیرونی، که شما بگویید این آتش را از من دور کن.
این آتشْ خود اعمال شماست، همان اعمال شماست؛ این الآن دیگر جزء وجود و شخصیت شماست، جزء منِ شماست، جزء منش شماست. همانطور که مرز برای خود شما محال است، جدا شدن اینها از شما غیرممکن است مگر در دنیا؛ فقط در دنیاست که انسان میتواند عمل خوب یا بد را از خودش ببُرد؛ یعنی انسان تا در دنیا هست رابطه، قطعشدنی و بریدنی هست، که رابطه عمل بد را بریدن همان است که اسمش «توبه» است. دنیا دار عمل است، در این دار عمل، انسان میتواند با یک شستشو، با یک نوع عمل جراحی روحی اعمال سیئه را از خودش ببُرد و دور کند و دور بریزد. اما آخرت، دیگر دار عمل نیست و لهذا در اینجا میفرماید: امروز عذر مجویید؛ که درواقع این جمله به چند جمله تحلیل میشود.
قرآن را انسان باید بخواند و آن تحلیلهایش را دربیاورد؛ یک جمله به جای چند جمله میگوید، آن جملههایی که در زیر پنهان است.«لا تَعْتَذِرُوا الْیوْمَ» عذر مجویید امروز. اینجا چند جمله در تقدیر است که با «انَّما تُجْزَوْنَ» همه آنها را یکجا