مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٠ - آیا حق تلخ است؟
مِنَ السَّماءِ [١] یعنی خدایا اگر راست است و این کتاب حق است و از ناحیه توست، پس سنگباران از آسمان بر ما بفرست که برای ما قابل تحمل نیست. و این عجیبترین حرفی است که نشان میدهد وقتی که بشر با حق و حقیقت عناد پیدا میکند به آنجا میرسد که میگوید اگر حق و حقیقت است پس من دیگر زنده نباشم و این حقیقت را نبینم.
گاهی در تعبیرات خود ما این جمله جریان پیدا میکند؛ شخصی میگوید فلان حقیقت مثل یک سوزن از مغز من عبور کرد، یعنی همینقدر که فهمیدم فلان مطلب حقیقت است وقتی از مغز من عبور کرد گویی یک سوزن را از مغز من عبور دادند.
آیا حق تلخ است؟
جمله دیگری که معروف است و این جمله قابل شرح و تفسیر است و ما خودمان هم همیشه میگوییم این است که «الْحقُّ مُرٌّ» حق تلخ است، و حال آنکه معنی ندارد که حق تلخ باشد، باطل باید برای انسان تلخ باشد، چرا حق تلخ است؟ درست است که تلخی از یک نظر کیفیتی است که در آن شیء است و ذائقه ما آن را احساس میکند ولی این را هم باید توجه کرد که گاهی ذائقه انسان یک حالت انحرافی پیدا میکند که یک شیرین را تلخ احساس میکند. حق فیحد ذاته تلخ نیست ولی برای انسان تلخ میشود. باید دید چه زمانی حق برای انسان تلخ میشود؟ آن وقتی که انسان آنچنان در جناح ضد حق قرار گرفته است که حق با او ضدیت پیدا میکند یعنی وجود حق ضد وجود و هستی خودش و ضد تمنّیات و آرزوها و خواستههای اوست. و الّا معنی ندارد که حق تلخ باشد.
حال چگونه میشود حق تلخ باشد؟ فرض کنید که شما با شخصی در یک امر مالی اختلاف نظر دارید. شما دو حالت ممکن است داشته باشید: یکی اینکه واقعاً یک آدم جستجوگر هستید، یعنی اگر شما به یک حاکم شرعی و قاضی شرعی و داور مراجعه میکنید میخواهید بفهمید قضیه چیست: ما یک چنین اختلافی با فلان کس داریم، تو بیا ببین حق با من است یا با او؛ ولی واقعاً هم شما حق را میخواهید، دنبال حق میگردید و میخواهید بفهمید اصلًا شما ذیحقید یا او. وقتی که چنین
[١]. انفال/ ٣٢.