مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٩ - یک داستان مجعول
چیز دیگر از حرف او خیال میکند؛ گوینده اشتباه نکرده، شنونده در تلقی اشتباه کرده است.
٢. ممکن است شنونده در ابتدا که تلقی میکند اشتباه نکند ولی بعد که به حافظه میسپارد و پس از مدتی میخواهد آن را از حافظه خود نقل کند حافظهاش اشتباه میکند. این هم خیلی برای انسانها اتفاق میافتد که مطلبی را اول درست تلقی میکند و به حافظه میسپارد، بعد از مدتی وقتی میخواهد آن را از حافظه نقل کند عوضی نقل میکند.
٣. ممکن است کسی مطلبی را از کسی درست تلقی کند، به حافظه هم درست بسپارد ولی وقتی که میخواهد آن پیام را به دیگری ابلاغ کند در حین ابلاغش یک اشتباهی رخ میدهد ولو اینکه آن اشتباه مربوط به شخص او هم نباشد مربوط به علل خارجی باشد؛ مثل اینکه فردی در این بین پارازیت بدهد به گونهای که حرفی که این شخص میزند مخاطب یک جور دیگر بفهمد و بالاخره این مطلب درست به او ابلاغ نشود.
پس سه مسأله میشود: یکی اینکه آیا امکان این هست که پیغمبر اشتباهی تلقی کند؟ دوم: آیا امکان این هست که پیغمبر بعد از خوب تلقی کردن، در حافظه خودش که نگه میدارد اشتباه نگهداری کند؟ سوم: آیا امکان این هست که وقتی به دیگران میگوید اشتباهی رخ بدهد که دیگران عوضی بفهمند؟
این آیه همه اینها را نفی میکند. خیال کردهاند کاری که خدا میخواهد انجام بدهد مثل کاری است که یک انسان انجام بدهد. پیغمبران آنچنان محفوف به تأییدات الهی و اید الهیاند (مُلک یعنی قدرت؛ ملائکه مظاهر قدرت الهی هستند) و پیغمبر آنقدر محفوف به ملائکه الهی است- از آن مرحله ارتباطش با خدا که وحی را تلقی میکند تا مرحله نگهداریاش و تا مرحله تحویل دادن به مردم- و آنچنان در سانسور الهی است که هیچ قدرتی نمیتواند در او نفوذ کند؛ تا جایی که رسالت ابلاغ بشود. از آن جا که به بنده صحیح ابلاغ شد دیگر به پیغمبر مربوط نیست، از آن به بعد دیگر به خود انسانها مربوط میشود.
یک داستان مجعول
برخی گفتهاند قرآن در این آیه توهماتی را که بعدها پیدا شد نفی میکند. یکی از آن