مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥١ - هلاکت یک قوم در اثر گناه
میبود باید با «لام» ذکر میشد (لِلطّاغیه) که این را هم بعضی مفسرین گفتهاند. سوم- که من عرض میکنم- این است که جلوتر خود قرآن مطلب را ذکر کرد که منشأ هلاکت آنها تکذیب قیامت بود. دیگر دلیل ندارد که بعد چیز دیگری ذکر بشود.
عرض کردیم اینجا چون در مقام نقل قصه و حکایت نیست فقط آن جنبههای تکاندهنده مطلب را ذکر میکند و به اجمال میگذرد.
وَ امّا عادٌ فَاهْلِکوا بِریحٍ صَرْصَرٍ عاتِیةٍ و اما عاد با یک باد بسیار تند و سرکش، غیرقابل کنترل و غیرقابل تسخیر هلاک شدند. خدای متعال آن باد را هفت شب و هشت روز بر آنها مسلط کرد، یعنی از صبح یک روز که بعد هفت شب فاصله شد تا پایان روز آخر که میشود هشت روز و هفت شب، پیدرپی حُسوماً یعنی آن باد مرتب- مثل اینکه شدت و ضعف پیدا میکرده- اینها را درهم میکوبید. تو قوم را میدیدی در حالی که صرعی و افکنده شده بودند، یا مانند مصروعها و دیوانهها اصلًا نمیفهمیدند که در این بلای شدید چه بکنند. کأَنَّهُمْ اعْجازُ نَخْلٍ خاوِیةٍ. برخی گفتهاند اشاره است به هیکلها و اندامهای درشت اینها: در آخر که هیکلهای اینها را میدیدی مانند تنههای درخت خرما میدیدی که به زمین افکنده شده است. فَهَلْ تَری لَهُمْ مِنْ باقِیةٍ آیا از اینها دیگر اثری میبینی؟ بقایی میبینی؟ یا آیا بقیهای از اینها میبینی؟ چگونه اینها کنفیکون شدند!
هلاکت یک قوم در اثر گناه
اینجا بحثی است بسیار عالی و اتفاقاً با این ایام و موضوع حضرت حجت عجّل اللَّه تعالی فرجه تناسب دارد و آن بحث این است: بسیاری از مردم، مشکل و حتی بعید به نظرشان میرسد که یک وقت قومی در اثر گناه هلاک بشوند، به تعبیر قرآن با یک طاغیه یا با یک باد صرصر یا به شکل دیگر هلاک بشوند. شاید این مطلب به نظر بعضی از افراد عجیب بیاید. ولی قرآن یک اصلی دارد که ما این اصل قرآن را توضیح میدهیم با توجه به آنچه که بشر با علم ضعیف و ناقص خودش و با فلسفههای خودش تا عصر ما به این مطلب بسیار نزدیک شده است.
اول من این سؤال را طرح بکنم: خدا اگر بخواهد مردمی را معذب کند چه احتیاجی هست که بادی یا آبی یا زمینی و امثال اینها را مسلط کند؟ مگر خدای متعال احتیاج [به اینها] دارد؟ نه، مسأله مسأله احتیاج نیست. این مثل آن است که