مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - مُلک خداوند
مطابق این قول، معنای تسبیح موجودات این است که حالت همه موجودات حالتی است که شهادت میدهند بر سُبّوحیت خداوند و بر منزه بودن خداوند از هرگونه نقص در ذات و در صفات و در افعال.
ولی مکرر عرض شده است که قرآن مطلبی بالاتر از این میگوید. البته شک ندارد که همه موجودات به زبان حال چنین شهادتی را میدهند ولی از آیات قرآن استنباط میشود که یک امر بالاتر از زبان حال در کار است؛ یعنی هر ذرهای از ذرات موجودات با خدای خودش سرّی دارد و هر ذرهای از ذرات موجودات در حدّ خودش از یک شعور و آگاهی نسبت به خالق خود برخوردار است و این زبان حتی «زبان قال» است نه «زبان حال» و لهذا تعبیر قرآن این است:«إنْ مِنْ شَیءٍ الّا یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکنْ لاتَفْقَهونَ تَسْبیحَهُمْ» [١].
اگرچه کلمه «یسبّح» وصف [فعل] موجودات است، چه تسبیح به زبان حال و چه تسبیح به زبان قال، اما در ضمنِ معنای آن این است که اوست خدای منزه از هر نقص و از هر نیستی و از هر کاستی در ذات و در صفات و افعال. خودِ «یسَبِّحُ» درباره معرفتاللَّه و آنچه که به خدای متعال مربوط میشود، به ما معیار و مقیاس میدهد: آن چیزی را میتوان به خدا نسبت داد که با سبوحیت حق سازگار باشد و هرچه که با سبوحیت حق ناسازگار است نمیتوان به او نسبت داد و آیه نشان میدهد که مقدمهای است برای بحث معاد. یکی از مسائلی که خدا در فعل خودش از آن منزه است مسأله عبث در خلقت است، اینکه خلقت عبث و بیهوده باشد و برای یک خیر و یک غرض ذاتی نباشد که در آیه «خَلَقَکمْ ... بِالْحَقِّ» در مورد آن بحث میکنیم.
پس ذات حقتعالی منزه است و همه اشیاء و ذرات وجود او را تنزیه میکنند.
ذات حق منزه است از هرگونه صفت نقص و از هرگونه کار نقص که یکی از آنها این است که معادی در کار نباشد.
مُلک خداوند
لَهُ الْمُلْک؛ که خودش یا مضمونش زیاد در قرآن آمده است و این از آن کلماتی
[١]. اسراء/ ٤٤.