مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - امر به تقوا
متقابل دارند. آنگاه نتیجه این است: ایمان در اصل و ریشه، عمل قلب است نه عمل اعضا و جوارح، ولی اطاعت و عمل از اعضا و جوارح است؛ آیا ایمان مبدأ عمل است یا عمل مبدأ ایمان؟ جواب این است: هر دو؛ ایمان عمل میزاید و عمل بر ایمان میافزاید. ایندو روی یکدیگر اثر میگذارند. احادیثی به این مضمون در کافی و کتب دیگر هست که: «مَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ» آن که بداند عمل میکند و آن که عمل میکند میداند؛ یعنی علم به دنبال خود عمل میآورد و عمل به دنبال خود علم میآورد. از این جهت نظیر علوم تجربی است که عمل است که علم را تولید میکند و میافزاید و زیاد میکند. این است که این مطلب در قرآن آمده است که ایمان را به مرحله عمل برسانید تا عمل بهنوبه خودش بر ایمان شما و بر نورانیت و روشنایی شما بیفزاید.
امر به تقوا «
یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ». اول امر به تقواست. در تعبیر قرآن تقوا در مقابل احسان است (انَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَالَّذینَ هُمْ مُحْسِنون) [١]. تقوا جنبه منفی قضیه است، یعنی پاکی و طهارت. اینکه اول امر به تقوا میشود، چون اول تخلیه است، اول طهارت و پاکی است. ای اهل ایمان پاک بشوید. یعنی: این که گفتیم طاعت و عمل مثبت بر ایمان و بر نورانیت میافزاید، شرط اولش پاکی و تقواست. اگر انسان تقوا را کنار بگذارد یعنی در عین اینکه اهل طاعت است و عمل مثبتْ خوب انجام میدهد ولی در مورد عملهای منفی هم اهل خودداری نیست، مثلش مثل بیماری است که دستورهای مثبت طبیب را خوب به کار می بندد ولی پرهیزهایی را که او دستور میدهد به کار نمیبندد. اگر گفته فلان غذا و فلان دوا را بخور اما انگور و خربزه نخور، آن دواها و غذاها را میخورد ولی خربزه را هم به جای خودش حسابی میخورد. این، نتیجه نمیبخشد یا اگر نتیجه ببخشد، این نتیجهها یکدیگر را خنثی میکنند، یعنی این روی آن اثر منفی میگذارد و آن روی این، بالاخره آن نتیجه نهایی گرفته نمیشود. این است که «قَدْ افْلَحَ مَنْ زَکیها» رستگار شد کسی که نفس را پاک و پاکیزه نگه داشت. لذا قبل از آنکه امر به ایمانِ طاعتی بکند، بعد از ایمان
[١]. نحل/ ١٢٨.