مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - تفسیر سوره طلاق (٣)
مربوط به مسائل طلاق و رجوع و عده و نفقه ایام عده و حکم زن در حالی که حامل باشد و مسأله ارضاع یعنی شیردادن فرزند درصورتی که ازدواج منجر به طلاق شود، و اینگونه مسائل بود. ولی در خلال آیات، مکرر به تعبیراتی نظیر این تعبیر [برمیخوریم:]«تِلْک حُدودُ اللَّهِ وَ مَنْ یتَعَدَّ حُدودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» اینها حدود الهی هستند (حدود جمع حد است و حد شاید بتوان گفت در فارسی مفهوم مرز را دارد)، اینهاست مرزهای الهی؛ یعنی خداوند متعال برای شما یک سلسله تکالیف و وظایف در این مسائل و یک سلسله مرزبندیها مقرر فرموده است، مواظب باشید که این حدود و مرزها شکسته نشود.
حال اگر این مرزها شکسته شود چه میشود؟ چه کسی در این میان زیان کرده است؟ اگر این مرزها شکسته شود ضررش متوجه کیست؟ نکته اساسی این است.
یک وقت انسان زورمندی میآید مرزها و قرقگاههایی معین میکند و اگر کسی آن مرزها را بشکند آن شخص این کار را تجاوز به خود تلقی میکند و ممکن است که عکسالعمل شدید نشان دهد؛ و یک وقت حدود و مرزهایی است که یک خیرخواه برای یک انسان تعیین میکند. مثال روشنش حدود و مرزهایی است که پزشک برای بیمار تعیین میکند. پزشک هم وقتی که بیماری را به او ارجاع کنند و بیماری او را تشخیص بدهد، ناچار دستورالعملی برای این بیمار تعیین میکند که مثلًا از چه چیزهایی پرهیز کند و چه دستورهای غذایی یا دوایی و در بعضی از بیماریها دواهای مالیدنی و ماساژها را به کار ببندد. این هم باز حدود و مرزهایی است که یک طبیب برای مریض معین میکند. ولی تفاوتش با آن حدود و مرزهایی که یک نفر قلدر و زورمند معین میکند این است که مرزهایی که آن زورمند معین کرده است اگر انسان آن مرزها را بشکند خود شکستن مرز به ضرر شخص نیست، بلکه فی حد ذاته ممکن است به نفعش باشد؛ آنچه که به ضرر اوست عکسالعملی است که آن زورمند نشان میدهد. ولی در مورد دوم، خود شکستن مرز قدم بر زیان خود برداشتن است و آن که مرزها را تعیین کرده او هیچ عکسالعملی نشان نمیدهد؛ یعنی اگر کسی به دستورهای طبیب عمل نکرد، طبیب به او کاری ندارد و نمیگوید چون تو به حرف من گوش نکردی چنین؛ میگوید: میل خودت، من به مصلحت خودت گفتم، مصلحت تو این است، تو اگر این مرزها را بشکنی به خود ظلم کردهای. این، نوع دیگری از مرز شکستن است. اشعاری است از مولوی: