مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - نکته ای از علامه طباطبایی
عمار یاسر در مورد اینها فرمود:«ما أَسْلَموا وَ لکنْ اسْتَسْلَموا» [١] یعنی درواقع اسلام نیاوردند، تظاهر به اسلام کردند.
و اما اینکه سیاست پیغمبر اکرم در مورد منافقین چه سیاستی بود، درباره منافقین اهل مدینه مورد اتفاق است. سیاست ایشان درباره منافقین سیاست حذَر و احتیاط بود، نه اینکه کسانی که تظاهر به اسلام میکنند، مادامی که عملی بر ضد انجام ندادهاند، اینها را پیغمبر اکرم بکشد؛ اینطور نبوده است.
مطلب دیگر این است که این مطلب که اینها مدعی میشوند که حتی منافقین مدینه با وفات پیغمبر اکرم یا نزدیک به وفات ایشان بکلی ریشهکن شدند این هم یک حرف صد در صد قابل قبولی نیست که حتی منافقین مدینه هم چنین شده باشند.
نکته ای از علامه طباطبایی
نکتهای علامه طباطبایی ذکر کردهاند و نکته خوبی هم هست و آن این است:
مسألهای که فوقالعاده نظر را جلب میکند این است که چطور است که منافقین تا پیغمبر اکرم زنده هستند تحریکات میکنند ولی پیغمبر که از دنیا میرود و دوره خلافت خلفا میرسد دیگر نامی از این منافقین نیست؟ منافقین کوچکترین تحریک و دسیسهکاری در دوره خلفا نکردند. اینها چطور یکمرتبه مؤمن و عابد شدند؟! تا پیغمبر زنده بود، اینها مؤمن واقعی نشدند ولی آیا پیغمبر که از دنیا رفت، یکمرتبه اینها مؤمن واقعی شدند و یا اینها در دوره خلافت، منافع خودشان را تأمینیافته دیدند و از این جهت صدایشان خوابید؟ این خودش مسأله فوقالعادهای است که تا پیغمبر زنده است اینهمه صدای اینها هست- که در خود قرآن منعکس است- ولی پیغمبر که از دنیا میرود، یکمرتبه گویی چنین افرادی اصلًا وجود نداشتهاند و اصلًا دیگر در تاریخ اسلام اسمی از منافقین برده نمیشود. این نشانه این است که در اثر وفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و برقراری خلافت، جریان شکلی پیدا کرد که منافقین منافع خودشان را تأمینیافته دیدند، این بود که دیگر اسمی و صدایی از آنها نبود. این مطلب حتی در مورد منافقین مدینه صادق است و در مورد
[١]. بحارالانوار، ج ٣٢/ ص ٣٢٥.