مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٧ - داد و ستد در عمل با خدا
تقوا و روزی
باز انسان اگر بصیرتی نداشته باشد در ابتدا خیال میکند که تقوا همچنان که محدودیت است، محرومیت هم هست، هم محدودیت است و هم محرومیت؛ اینطور میگوید: آدم باید زندگی کند، با تقوا که نمیشود زندگی کرد، با تقوا زندگی کردن یعنی انسان خودش را از همه چیز محروم کند. باز قرآن عکس قضیه را ذکر میکند: درست است، انسان وقتی که تقوا پیشه کند راههایی از روزی را- که البته راههای نامشروع است- [از دست میدهد.] آدم متقی هرگز از راههای نامشروع به دنبال روزی نمیرود، ولی خدا راه دیگری از روزی به روی او باز میکند که آن راه مزیتی دارد که راه عادی و معمولی ولو حلال هم باشد ندارد و آن این است که رزق «لایحْتَسَب» به او میرسد، یعنی از راههایی روزی به او میرسد که خود گمان نمیبرد، چون راهی است که عادتاً از آن راه به آن نمیرسد، یعنی حس میکند که از دست خدا دارد میگیرد. گفتیم که روزی همیشه به دست خداست، از راه عادی هم به انسان برسد باز به دست خداست، اما فرق است میان اینکه انسان طوری زندگی کند که دست خدا را و لطف خدا را در مورد خودش حس و مشاهده کند، و اینکه آن را حس و مشاهده نکند. آدم متقی و پرهیزکار، در روزی گرفتن از خدا دست خدا را مشاهده میکند، میبیند که او چطور آن محرومیتهای از راه نامشروع را تحمل کرد و چگونه خداوند درِ دیگری به روی او گشود و باز کرد.
داد و ستد در عمل با خدا
همیشه گفتهایم که توحید موحد آن وقت به مرحله واقعی میرسد که انسان در عمل آن را تجربه کند، یعنی در مرحله آزمایش قرار بدهد. اصطلاحی فرنگیها دارند که کمکم در میان ما هم رایج شده است. آنها راجع به سیر و سلوک عرفانی تعبیرشان این است: تجربه دینی، یعنی مسائل را عملًا تجربه کردن. دستورهای اخلاقی دینی و توحید عملی یعنی یک امر تجربی، امری که انسان [باید] در عمل آن را آزمایش کند، یعنی انسان با خدا در حال داد و ستد در عمل باشد؛ از یک طرف او دستور خدا را به کار میبندد، از دستور خدا به خاطر هوای نفس و به خاطر منافع خودش منحرف نمیشود، اگر دنبال منافع هم میرود بر طبق دستور خدا میرود؛ این کار اوست و آنچه که از ناحیه اوست؛ [از طرف دیگر] از ناحیه خدا احساس میکند که