مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٨ - مفاد آیات
که پیغمبر اکرم یک چیزی را که بر خودش حلال بوده است، بر خود به موجب یک قسم حرام کرده است. این فی حد ذاته یک کار جایزی است. جزء چیزهایی که ما داریم عهد و نذر و قسم است. انسان به موجب یک نذر میتواند چیزی را بر خود واجب یا حرام کند، که در باب نذر به شرط رجحان میشود این کار را کرد؛ یا یک امر مباح یا مستحب را میتواند به موجب یک قسم بر خودش واجب کند، یا یک مکروه را بر خودش حرام کند و یا یک مباح را بر خودش حرام کند. مثلًا آدمی سیگار میکشد، مرتب تصمیم میگیرد که سیگار نکشد، نمیتواند، بعد قسم میخورد که برای مدت موقت یا برای همیشه سیگار نکشم. همینقدر که قسم خورد، دیگر کشیدن سیگار بر او حرام میشود، یعنی اگر بخواهد بکشد باید کفاره بدهد؛ با یک تفاوت مختصری که در فقه میان نذر و عهد و قسم مطرح است.
مفاد آیات
به هر حال یکی از مسائلی که در فقه مطرح است این مسأله است که انسان با قسم میتواند مستحبی یا مباحی را بر خود واجب کند، مکروهی یا مباحی را بر خود حرام کند. آیه همینقدر نشان میدهد که پیغمبر اکرم یک امری را که بر او حلال و مباح بود به موجب قسم بر خودش حرام کرد و این کار را برای جلب رضای بعضی از زنهای خودش کرد؛ حال «برای جلب رضای بعضی از زنها» یعنی چه؟ آیا به این شکل که مثلًا آن زن تمایلی نداشت و پیغمبر اکرم برای اینکه میل او را جلب کند [این کار را کرد؟] یا نه، تحت فشار اذیت زنهای خودش قرار گرفته بود و برای رهایی از آزار آنها این حلال را بر خودش حرام کرد. از آیات استفاده میشود که این دومی است، چون به دنبال آن فوراً به آن دو زن خطاب میکند: امر شما دائر است میان توبه کردن و ادامه دادن به کار خود. اگر توبه کنید، باید هم توبه کنید که دلهای شما فاسد شده، ولی اگر بخواهید ادامه بدهید (تهدید میکند) خدا به حمایت پیغمبر برمیخیزد.
پس معلوم میشود که مسأله مسأله آزار بعضی از زنها بوده است، آنهم دو زن، چون کلمه «انْ تَتُوبا» دارد. و باز از آیه استفاده میشود که پیغمبر رازی را به یکی از زنها گفت و از او پیمان گرفت که این راز را به کسی نگوید و این زن برخلاف پیمانی که با پیغمبر داشت رفت به آن دیگری- که با یکدیگر خیلی رفیق و دوست بودند-