مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥١ - نمونه ای از حالت عناد و لجاج در برخورد با حافظ
یک امر دیگری است. انسان، یکی به ثروت احتیاج دارد و دیگر به قدرت. قدرت آن چیزی است که از انسان دفاع میکند، و ثروت آن چیزی است که وسیله را در اختیار انسان قرار میدهد. مثلًا یک حاکم، یک پادشاه، قدرتِ زیاد دارد ولی ممکن است یک نفر از افراد رعیت احیاناً ثروتی داشته باشد برابر او یا بیشتر از او. از نظر قدرت فرمود: آیا همین سپاهیانی که به اینها تکیه کردهاید میتوانند تکیهگاه شما واقع بشوند؟ در مورد ثروت و وسیلههای معیشت میفرماید:«امَّنْ هذَا الَّذی یرْزُقُکمْ» آیا این وسائل روزی رسانی به شما روزی میدهند نه خدا؟ حال اگر خدا بخواهد از روزی دادن امساک کند، این وسائل میتوانند برای شما کاری بکنند، میتوانند شما را روزی بدهند؟ «بَلْ لَجّوا فی عُتُوٍّ وَ نُفورٍ» یعنی این تذکرات ما برای افراد بیغرض کافی است، ولی افرادی که لجاجت میکنند، عناد و عتوّ و سرکشی دارند و در حال نفور و دورشدناند، چه فایده به حال اینها؟
چون غرض آمد هنر پوشیده شد | صد حجاب از دل به سوی دیده شد | |