مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٥ - کافران آرزوی مرگ پیغمبر را داشتند
است که شما میخواندید، مرتب میگفتید کی، طلب میکردید، استعجال میکردید که پس چرا پیدایش نمیشود.
در واقع این آیه میخواهد بگوید که جواب این سؤال که «مَتی هذَا الْوَعْدُ» خیلی به تأخیر نمیافتد، دم مردن جواب را همه میگیرید، همه متوجه میشوید که دارید از دروازه وارد میشوید ... [١] یعنی اصلًا او مجسمه عدالت است. قرآن وقتی میگوید:
«زمانی که آنها آن موعد را خیلی نزدیک میبینند» یعنی آن دیگر نزدیک نیست، عین نزدیکی است، چون از وجودشان بیرون نیست. نزدیک و دور در مورد اشیائی گفته میشود که جدا از وجود انسان باشد، فاصله انسان با آن یک وقت زیاد است و یک وقت کم. ولی وقتی که میبینند اساساً با وجود آنها یکی است، بنابراین آن را نه تنها نزدیک میبینند بلکه عین نزدیکی میبینند.
«فَلمّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سیئَتْ وُجوهُ الَّذینَ کفَروا» [هنگامی که قیامت را نزدیک میبینند] زشت میشود چهره آن کافران و منکران. میبینید انسان وقتی که یک خبر فوقالعاده ناگوار ناراحتکنندهای را که دیگر آن شکست نهایی و قطعی را در آن میبیند میشنود، مقرون به یک عصبانیت فوقالعاده، چهره او دگرگون میشود، مثلًا چشمش کج میشود، ابرویش حالت دیگری پیدا میکند. یکمرتبه میبینید در ظرف یک دقیقه گویی این چهره غیر از آن چهره یک دقیقه قبل است.«وَ قیلَ هذَا الَّذی کنْتُمْ بِهِ تَدَّعونَ» میگویند آنچه که به مسخره میگفتید چه زمانی است، پس چرا پیدا نمیشود، چرا نمیآید، من که نمیبینم، تاریخچهاش را بگو، همین است.
کافران آرزوی مرگ پیغمبر را داشتند
قُلْ أرَأَیتُمْ إنْ أهْلَکنِی اللَّهُ وَ مَنْ مَعِی أوْ رَحِمَنا فَمَنْ یجیرُ الْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ ألیمٍ. کافران چون پیغمبر را برای خودشان مزاحم و موی دماغ تشخیص میدادند، یکی از حرفهایشان این بود که چه زمانی خواهد بود که ما از شرّ این راحت بشویم، یعنی آرزوی مرگ پیغمبر را میکردند. یک حادثهای پیدا بشود، یک دشمن قوی پیدا بشود، بیاید او و همراهانش را نابود کند. چون اغلب به خدای بزرگ معتقد بودند (به اللَّه معتقد بودند، بتها را شفعا میدانستند) میگفتند بلکه خدا این را بکشد، ما از
[١]. [حدود یک دقیقه از سخنرانی روی نوار ضبط نشده است.]