مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - دو بهشتِ نازلتر
دارد که یک حوریه مال صد نفر باشد؟ قرآن میگوید این حرفها مطرح نیست چون مسأله فقط مسأله ارضاء جنسی نیست، یک امر روحی هم هست و بشر با این نیاز میرود؛ حال افرادی بالاتر از این مقامها هستند، آنها سر جای خودشان ولی اکثریت مردم این جزء نیازهایشان است.
«لَمْ یطْمِثْهُنَّ انْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جانٌ» نه یک زن هرجایی که گاهی پیش این، گاهی پیش آن؛ هیچ انسی و جنّی با او تماس پیدا نکرده است «کانَّهُنَّ الْیاقوتُ وَالْمَرْجانُ» گویی در صفا یاقوت یا مروارید هستند یعنی بدنهای اینها اینطور باصفاست. «هَلْ جَزاءُ الْاحْسانِ الَّا الْاحْسانُ» آیا جزای نیکی جز نیکی خواهد بود؟ یعنی هرکس که در دنیا نیکی کند نیکی میبیند. در ذیل همین [آیه است] که وارد شده است که آیا جزای توحید و «لا الهَ الَّا اللَّهُ» جز بهشت چیز دیگری میتواند باشد؟
دو بهشتِ نازلتر «
وَ مِنْ دونِهِما جَنَّتانِ» دو بهشتْ نازلتر از اینها هم وجود دارد. آنجا داشت: «وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ». مفسرین گفتهاند- و درست گفتهاند- در آنجا چه بهشت روحانیاش و چه بهشت جسمانیاش مال «لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» بود، یعنی اهل اخلاص، کسانی که خدا را به هیبت و عظمت شناختهاند؛ ولی در پایینتر و کمتر از اینها هم دو بهشتی هست اما برای افرادی که از اینها کمتر هستند؛ و گفتهاند منظور افرادی است که عبادتشان برای بهشت یا برای فرار از جهنم بوده است. «مُدْهامَّتان» دو بهشتی سرسبز. اینجا سخن از سرسبزی است. «فیهِما عَینانِ نَضّاخَتانِ». در آنجا سخن از دو چشمه جاری بود، اینجا هم سخن از دو چشمه دیگر، ولی اینجا تعبیر «نَضّاخَتانِ» دارد یعنی جوششزن، فوّارهزن. اما اینجا هم توصیف نمیکند که این چشمهها چگونه چشمههایی است. «فیهِما فاکهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّانٌ». آنجا داشتیم: «فیهِما مِنْ کلِّ فاکهَةٍ زَوْجانِ» در آن دو بهشتِ اهل اخلاص از هر میوهای دو نوعش وجود دارد. در این دو بهشتِ درجه پایینتر میوهای است و نخلی و اناری، درخت میوه و درخت نخل و درخت انار.
«فیهِنَّ خَیراتٌ حِسانٌ» و در آن بهشتها هم زنانی که خیر و نیکو هستند [وجود دارند،] زنان نیکو خصال و نیکو صورت، یعنی نیکو سیرت و نیکو صورت. خیر، حُسن معنوی را میگویند و حُسن، حسن صوری را. «خَیراتٌ حِسان» یعنی زنانی که