مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - تکذیب جهنم
نسبت دروغ دادن است. [نسبت دروغ دادن یعنی] دروغ دانستنی که منشأش این است که انسان نمیخواهد فلانچیز راست باشد. این مطلب را مکرّر گفتهایم که گاهی انسان چیزی را تصدیق میکند چون دلش میخواهد راست باشد. چون دلش میخواهد راست باشد میگوید راست است. یک چیزی را میگوید دروغ است چون دلش میخواهد دروغ باشد. مثل اینکه گاهی میگوییم انشاءاللَّه دروغ است، یعنی دل من میخواهد دروغ باشد؛ یا میگوییم انشاءاللَّه راست است، یعنی دل من میخواهد راست باشد؛ در حالی که دلبخواهی نیست. راست را آدم باید تصدیق کند، خواه دل من بخواهد خواه نخواهد. دروغ را انسان باید دروغ بداند خواه دل من بخواهد خواه نخواهد. «تکذیبها» یعنی دروغ نسبت دادنهایی که منشأش این است که انسان نمیخواهد مطلب راست باشد؛ چرا؟ چون میخواهد گناه کند و دلش میخواهد کیفری نباشد. چون دلش میخواهد کیفر نباشد میگوید این حرفها چیست؟! یعنی با برنامه ما جور درنمیآید. این مطلب را خود قرآن بیان میکند. در سوره قیامت- که بعد انشاءاللَّه خواهیم رسید- میفرماید: «لا اقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیمَةِ. وَ لا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ. ایحْسَبُ الْانْسانُ انْ لَنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ. بَلی قادِرینَ عَلی انْ نُسَوِّی بَنانَهُ. بَلْ یریدُ الْانْسانُ لِیفْجُرَ امامَهُ. یسْئَلُ ایانَ یوْمُ الْقِیمَةِ» [١] انسان دلش میخواهد که در پیشاپیشِ خودش به فسق و فجور بپردازد؛ چون دلش اینجور میخواهد میگوید قیامت یعنی چه؟! یعنی این انکار بر اساس این میل است.
در این آیه هم میفرماید: «هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتی یکذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمونَ» این است آن جهنمی که نسبت دروغ به آن میدادید «یطوفونَ بَینَها وَ بَینَ حَمیمٍ انٍ» در میان این آتشها و آبهای جوشانی که در اینجا وجود دارد در حال طواف و در گردش [به سر میبرند.] عجیب این است: اینها را هم که قرآن ذکر میکند باز میگوید: «فَبِای الاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ». قرآن میخواهد بگوید که این کیفر لازمه عمل است، جزء نظام احسن عالم است، اگر نبود نعمت ناقص بود؛ یعنی آن فیض عام و جود عام پروردگار اقتضا میکند که به هر چیزی آنچه را که استحقاق همان را دارد بدهد. بر اساس کل عالم که شما نگاه کنید، اینها چون روی حساب دقیق حکمت و عدل است جزء آلاء پروردگار است که اگر این نبود آن هم نبود؛ اگر بنا بود که این یکی
[١]. قیامت/ ١- ٦.