مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٣ - راز دلزدگی
تاریکیهایی که گناهها و فسقها میآورد خارج میکند و به فضای نورانی تقوا و پارسایی و پاکیزگی وارد میکند.
باز اینجا مثل آیات پیش، هم پاداش دنیا را ذکر میکند و هم پاداش آخرت را.
در آنجا کیفر دنیا و کیفر آخرت را ذکر کرد، در این آیه پاداش دنیا و پاداش آخرت را ذکر میکند. پاداش دنیاشان این است که مردم را از این ظلمتها خارج میکند و به نور میآورد.«وَ مَنْ یؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ یعْمَلْ صالِحاً» (تکرار میکند چون ناظر به امر آخرت است، یعنی ناظر به امر دیگری است غیر از آن که قبلًا گفته بود) و هر کسی که به خدا ایمان بیاورد و عمل را صالح و شایسته انجام دهد، خدا او را وارد میکند در بهشتهایی که در پایین آن بهشتها نهرها جاری است؛ یعنی آن دنیایش، این هم آخرتش.«خالِدینَ فیها أَبَداً» در نعمت الهی، جاویدان باقی میمانند.«قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً» یعنی نکته اساسی این است که مهماندارشان خداست؛ خداست که روزی را برای آنها نیکو کرده است. آنچه که آن نعمت جاویدان را برای انسان خستگیناپذیر میکند خداست؛ چون غیر از خدا هر نعمتی را انسان داشته باشد خستگیآور است، یعنی سیریآور است؛ انسان میرسد به حالتی که دلزدگی پیدا میکند.
راز دلزدگی
راز دلزدگی چیست؟ و حال اینکه [آن نعمت جاویدان] یک امر غیرعادی و غیرطبیعی نیست. اگر چیزی مقتضای طبیعت انسان است، وقتی به آن رسید، چنانچه تا ابد هم آنجا باشد، نسبت به چیزی که مطابق اقتضای طبیعت است نباید تنفر پیدا شود. چرا یک چیزی که مطابق اقتضای طبیعت است، طبیعت بعد از اینکه به او میرسد پس از مدتی حالت انزجار پیدا میکند؛ یعنی یک امری که جاذبه دارد، بعد از رسیدن، مدتی که ادامه پیدا میکند تدریجاً جاذبه تبدیل به دافعه میشود. این برخلاف قانون طبیعت است. قانون طبیعت این است که آنچه نسبت به چیزی جاذبه دارد همیشه جاذبه دارد، و اگر دافعه دارد همیشه دافعه دارد؛ ولی اینکه یک شئ چیزی را جذب کند، بعد همان چیز مایه دفع شود [غیرطبیعی به نظر میرسد.]
میگویند: سرّش آن فطرت عجیب انسان است. انسان در عمق فطرت خودش لایتناهی را میخواهد، خدا را میخواهد و با هر چیزی که انسان ابتدا عشق میورزد خیال میکند آن معشوق حقیقی خودش را پیدا کرده است ولی مدتی که با