مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - یک سؤال
ابتدائی که داده میشود این است که خدا پیغمبران را برای هدایت و راهنمایی مردم و برای خوبشدن و اصلاح مردم میفرستد.
یک سؤال
پشت سر این مطلب یک سؤال و گاهی به صورت ایراد و اشکال مطرح میشود و آن اینکه اگر خدای متعال- به تعبیر آنها- علاقهمند به هدایت و اصلاح مردم است، او که قادر است، قادر متعال و قادر علیالاطلاق است، چه ضرورتی هست که پیغمبران را برای هدایت و اصلاح مردم بفرستد؟ آیا بهتر نبود که خودش به قدرت غیر متناهی که دارد مردم را مهتدی و راهیافته خلق کند، مردم را اصلاحشده و تربیت شده و خوب خلق کند تا اساساً نیازی به فرستادن انبیاء در کار نباشد؟ اگر چنین علاقهای از طرف خدای متعال به هدایت و خوبی مردم میبود [میبایست] از اول مردم را جور دیگر خلق میکرد نه اینجور که نیازمند باشند به عدهای به نام «انبیاء» که برای هدایت مردم بیایند.
در این آیه کریمه مطلب به گونهای طرح شده است که پیشاپیش به این سؤالات یا به این ایراد و اشکالها جواب داده شود. نمیخواهیم آنچه را که در جلسه پیش عرض کردیم تکرار کنیم؛ فقط برای یادآوری، خلاصه و تتمهاش را عرض میکنیم و آن اینکه پیبردن به راز این مطلب از یک جهت مربوط به خداست و از یک جهت مربوط به انسان، و به عبارت دیگر این سؤال و این ایراد ناشی از خدانشناسی است از یک جهت (خدا را آنچنان که باید در علوّ و عزتش نشناختن از یک جهت) و انسان را نشناختن از جهت دیگر. اما خدا را نشناختن از آن جهت است که غالباً در اینگونه مسائل، در میان صفات خداوند فقط به یک صفت تکیه میشود و آن صفتِ «قدرت» است: خدا که قدرت دارد همه انسانها را خوب بیافریند، پس چرا خوب نیافریده است؟ اگر میخواست مردم هدایت بشوند او که میتوانست بدون اینکه نیازی به این اسباب و مسببات و به این مقدمات و اسبابچینیها باشد از اول مردم را صالح و خوب و مهتدی و کامل خلق کند و بعد هم آنها را به بهشت ببرد.