مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٥ - معنی قَسم
مطلبی شبیه آن است که توضیح میدهیم.
اگر «ن» به معنی دوات باشد (و یا به معنی ماهی باشد، که این معنی هیچ تناسبی ندارد و قول ضعیفی است) معنایش این است: سوگند به آن شیئی که ابزار نویسندگی است. ولی به دلائلی- که گفتهاند اگر قسم میبود باید «نٍ» خوانده میشد نه «نون»- شاید بهتر این است که آن را قسم نگیریم، قسم از بعدش شروع میشود. «ن» همان حرف الفبا، همان حرفی که مبدأ همه سوادها و همه آموزشهاست؛ یعنی اگر این حروف الفبا وجود نمیداشت، به این معنا که اگر انسان قادر بر ایجاد این مقاطع نمیبود، اگر انسان مانند حیوانات [میبود] که فقط میتوانند صدا را یکسره بکشند، مثل گوسفند و اسب و الاغ، یا حداکثر یک چَهچَه یکنواخت بزنند مثل بلبل، اگر انسان اینچنین میبود سخن نبود و اگر سخن نبود نوشتن نبود و اگر سخن و نوشتن نبود تمدن و فرهنگ نبود، یعنی اساساً انسانیتی نبود.
این است که این حروف الفبا، همین امر ساده که انسان قدرت دارد نفَس را که بیرون میآورد با صدا بیرون آورد و این صدا را با یک مقاطعی ایجاد کند که از اینها همزه و ب و ت و ج و د و ... درمیآید و غیر از این بیست و هشت حرف هم میشود حروف دیگری داشت، همین منشأ انسانیت انسان است، پایه انسانیت انسان است، یا بگوییم یکی از پایههای اساسی، چون پایه دومش قدرت قلم است.
معنی قَسم
«وَالْقَلَمِ وَ ما یسْطُرونَ» سوگند به قلم و سوگند به آنچه نویسندگان مینویسند. مکرر این مطلب را در اوایل سوری که قسم بوده است گفتهایم و بعد هم باز خواهد آمد [که] انسان به نام خدا یا به نام اولیاء خدا قسم میخورد؛ وقتی شما میگویید «به خدا» کأ نّه میگویید به احترام حق سوگند، یعنی من احترام حق را گرو صدق سخن خود قرار میدهم. در قسم، انسان ابراز احترام میکند به آن شیئی که [به آن] قسم میخورد. حال [١] گاهی انسان قسمی میخورد، احترام آنچه که به آن قسم میخورد محرز است ولی تمام عنایتش این است که آن مطلب را ثابت کند؛ مثل اینکه شما با رفیقتان صحبت میکنید، میگویید به خدا قسم که من فلان حرف را نزدم یا فلان
[١]. این در بیانات دیگر [غیر از قسم] هم هست.