مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧ - حمد و شکر
آنها خیلی به یکدیگر نزدیک است و ما نمیتوانیم در فارسی مرادف صددرصد برای آنها پیدا کنیم. یکی لغت «مدح» است، دیگری لغت «حمد» و سومی لغت «شکر». شاید معنای مدح تا اندازه زیادی مشخصتر باشد. مدح یعنی ستایشکردن، ستایش کردنِ چیزی به خاطر کمال و جمالی که دارد، اعم از آنکه آن کمال و جمالش کمال و جمال اختیاری باشد یا غیر اختیاری.
خوبیهای اشخاص دو نوع است: یکی خوبیهایی است که خودشان آن خوبی را انتخاب کرده و به وجود آوردهاند. مثلًا یک نفر ادب را اختیار میکند و بیادبی را کنار میگذارد، درسخواندن را انتخاب میکند تنبلی را کنار میگذارد، جود و سخا را انتخاب میکند بخل را کنار میگذارد. اینها کارهای اختیاری است، به دست خود انسان بوده که این کار را بکند یا نکند. چنین فردی کمالی را که خودش برای خودش انتخاب کرده است داراست. ولی کمالهایی هست که اختیاری و به انتخاب خود شخص نیست. مثلًا اگر کسی قهرمان زورمندی و دارای بنیه قوی باشد اینطور نبوده که ضعف بنیه را اختیار نکرده و زورمندی را اختیار کرده است. قوّت بنیه چیزی است که دراختیار او نبوده و خلقت به او داده است. یا کسی که چهره و اندام زیبا دارد خودش این چهره و اندام را برای خود انتخاب نکرده است بلکه برای او انتخاب کردهاند. حتی در مورد جمادات و حیوانات هم همینطور است، مثل یک گوهر گرانبهای زیبا و یا یک اسب زیبا. در مورد همه اینها مدح گفته میشود: فلان قهرمان را مدح میکنم، فلان گوهر گرانبها و یا فلان اسب را ستایش میکنم. مدح در اینگونه موارد است ولی حتماً باید به زبان باشد.
ولی حمد و شکر در مورد کارهای زیبای اختیاری است بالخصوص در مورد انعامها. وقتی از ناحیه کسی به اختیار خود او خیری به انسان برسد انسان او را حمد و یا شکر میکند. پس هم باید پای خیر رساندن در میان باشد و هم پای یک عمل اختیاری، تا انسان در مقابل آن عمل اختیاری طرف مقابل را حمد کند. در تعریف حمد گفتهاند: «هو الثّناء باللّسان علی الجمیل الاختیاری» و حرف درستی هم هست.
«لَهُ الْحَمْدُ» یعنی حمد منحصراً از آن اوست. این همان مفاد «الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمین» است که ما در نمازها میخوانیم. گفتهاند در «الْحَمْدُ للَّهِ» لام، لام اختصاص است.«الْحَمْدُ للَّهِ» یعنی جنس حمد اختصاص به خدا دارد. این معنایش چیست؟ آیا