مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - آیه سوره آل عمران
میگویند مگر میشود خدا دشمن کسی باشد یا مگر کسی میتواند دشمن خدا باشد؟! چون سعدی در این شعرش پیوند خودش را با اسلام روشن میکند و غیر مسلمان [را دشمن خدا معرفی میکند]- که حساسیت اینها بیشتر روی کلمه «گبر» است، گبر و زردشتی و دوره قبل از اسلام- ناراحتند که چرا سعدی علیه گبر اینجور حرف میزند؛ میگویند این حرف سعدی قابل قبول نیست که «ای کریمی که از خزانه غیب- گبر و ترسا وظیفه خور داری»، آنگاه مسلمانها را «دوستان» مینامد و گبر و ترسا را «دشمنان». گبرها که همین زردشتیهای خودمان هستند، ترساها هم که اربابهای خودمان هستند! بنابراین چطور ما اینها را «دشمنان خدا» بدانیم؟
اینها همه حرف مفت است. هر کسی که بر خلاف فطرت خودش که فطرت توحید است و بر ضد ایمان به خدا و بر ضد پیام خدا قیام کند دشمن خداست. اینها فرض میکنند که خدا از نظر مسلک- العیاذ باللَّه- یک صلح کلّی است؛ یعنی هر کسی هر مسلکی و هر راهی میخواهد، داشته باشد؛ اینها دیگر به خدا مربوط نیست، دوست و دشمنْ دیگر معنی ندارد. ولی قرآن تصریح میکند؛ مشرکین را، منکرین خدا و منکرین پیام خدا را دشمنان خدا معرفی میکند.
حال نکته این است که بعد از آن که میفرماید: «عَدُوّی» میگوید: «وَ عَدُوَّکمْ» [کافران را دوستان نگیرید] نه فقط به دلیل اینکه دشمنان پیام من و ضد ایمانِ به من هستند [بلکه همچنین به دلیل اینکه] اینها دشمن شما هم از آن جهت که مؤمن هستید هستند، یعنی دشمن مؤمن بما هو مؤمن هم هستند. اگر شما را از ایمان عاری کنند با شما دوستند. تا شما در لباس ایمان هستید و این جامه را به تن کردهاید دشمن شما هستند. پس در واقع این هشدار در باره دشمنهای خودتان هم هست.
دشمنان مرا و دشمنان خود را دوستان و نزدیکان خود قرار ندهید.
آیه سوره آل عمران
در یک آیه دیگر در سوره آل عمران میفرماید: «لاتَتَّخِذوا بِطانَةً مِنْ دونِکمْ» [١]. آنجا تعبیر دیگری است. «بطانه» یعنی آستر. لباسی که انسان میپوشد یک رویه دارد [و
[١]. آل عمران/ ١١٨.