مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - آفرینش مرگ یعنی چه؟
یکدیگر آمیختگی دارد) واقع نشود و تا مورد آزمایش عمل قرار نگیرد، به آن کمالی که باید برسد نمیرسد، یعنی چنین چیزی محال است. هر انسانی را شما در نظر بگیرید همینطور است. هیچ انسانی در بدو تولد کامل به دنیا نمیآید و امکان ندارد کامل به دنیا بیاید. کمال انسان با عمل انسان تحقق میپذیرد. انسان در ابتدای تولد درست مثل آن میوهای است که تازه در شکوفه میخواهد پیدا شود. باید مدتی باشد تا در همین جا رشد کند. منتها رشد انسان به وسیله اعمال صالح و نیات صالح و به وسیله معرفتها و افکار است. پس خدای متعال موت و حیات را، زندگی و مردگی را (که اول انسان نیست، بعد زنده میشود و بعد میمیرد) در این دنیا آفرید برای اینکه شما را در آزمون نیکوکاری قرار بدهد.
آفرینش مرگ یعنی چه؟
اینجا مفسرین بحثی را طرح کردهاند که «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیوةَ» یعنی چه؟ خدا، هم مرگ را آفرید و هم حیات را. حیات امری است وجودی، قابل آفرینش هست؛ مرگ نیستی است، فقدان حیات است، نیستی که دیگر قابل آفرینش نیست. مثل این است که ما نور داریم و سایه؛ سایه همان نبودن نور است، یک امری نیست که قابل خلق و ایجاد باشد. پس چطور در اینجا این تعبیر آمده است که «أ لَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیوةَ»؟ این سؤال دو جواب دارد. یک جوابش این است که به اصطلاح میگویند:
عدمها و نیستیهایی (فرضاً مرگ نیستی باشد) که از نوع عدم و ملکه است، باز قابل آفرینش است ولی به تبع.
جواب دیگرش این است که مرگ در بیان قرآن صرفاً نبودِ حیات و نیستی نیست، بلکه مرگ تطوّر است، یعنی انتقال از نوعی از حیات به نوع دیگر از حیات است. در واقع تولدی است از حیاتی به حیات دیگر. این را مخصوصاً در سوره «اذا وَقَعَ» اجمالًا یادم هست که مفصل بحث کردیم، و در آن آیه صراحت بیشتری داشت، با یک نکاتی که آنجا عرض کردیم. آیه این بود:«نَحْنُ قَدَّرْنا بَینَکمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبوقینَ. عَلی انْ نُبَدِّلَ أمْثالَکمْ وَ نُنْشِئَکمْ فی ما لاتَعْلَمونَ» ما مرگ را مقدّر کردهایم، مرگ قضا و قدر ماست، تقدیر ماست. مرگ یک ضرورتی که از روی یک امر چارهناپذیری [باشد،] یک فنایی که دیگر چارهناپذیر باشد نیست. ما در این جهت مغلوب نیستیم (یعنی از روی اراده و از روی غلبه خود این کار را کردیم) که شما را