مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٥ - انسانهای مسخ شده
جوانی گفته شده و چه غزلهایی در دوره پیری، کار کرده بود.) گفتم: اگر تحقیقاتی که اخیراً میشود نشان داد که همین شعری را که تو میگویی، جلوتر از آن شعرها گفته است چکار میکنی؟ گفت: برای آن یک فکر دیگر میکنیم.
این نشان میدهد که از اول، روی لجاجت یک مدعایی را پذیرفتهاند و کوشش میکنند هر جور هست اینها را از اسلام و اسلام را از اینها جدا کنند. با منطق که نمیشود جدا کرد، ناچار همین یاوهها را باید ببافند. این یاوهها را که میبافند، یک عده دانشجویی که یک دور دیوان حافظ را نخواندهاند، وقتی که از زبان یک استاد این حرف را میشنوند، ممکن است احیاناً باورشان بیاید و قبول کنند که قضیه از همین قرار است.
انسانهای مسخ شده
از اینجا قرآن تقریباً به یک شاخه این بحث میپردازد. فرمود: مسأله این است که اینها حالت لجاج به خودشان گرفتهاند؛ یک درجه بالاتر، اینها موجودات مسخشدهای شدهاند، روح و فکر خود را در اثر این اعمال زشتشان و این لجاجتها مسخ کردهاند، اینها دیگر انسان نیستند. افَمَنْ یمْشی مُکبّاً عَلی وَجْهِهِ اهْدی امَّنْ یمْشی سَوِیاً عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ. اینها را تشبیه میکند به کسی که مُکبِّ به صورت خود است یعنی خودش را به صورت خود انداخته است. این را شما به دو گونه درنظر بگیرید: یا مثل چهارپایان [و یا مثل خزندگان.] چهارپایان از نظر جسمی با انسان این تفاوت را دارند که چهارپایان (انعام به تعبیر قرآن) سرشان به پایین است، بیشتر همان پیش پای خودشان را میبینند، ولی انسان یک موجود مستقیم القامه است، سر خودش را بلند میکند، جلو را میبیند، بالا سرش را نگاه میکند، طرف راستش را نگاه میکند، طرف چپ خودش را نگاه میکند. بدتر از چهارپایان آن حیوانی است که روی زمین میخزد و این گونه به زمین چسبیده است.
قرآن میفرماید: اینها مانند آن حیواناتی هستند که به رو به زمین افتادهاند، اینطور دارند حرکت میکنند؛ یعنی راه و روششان در زندگی، راه و روش کسی است که سرش را همینطور پایین انداخته و همان جا را میبیند و روی زمین میخزد یا مثل یک چهارپا راه میرود. آیا اینها را شما میتوانید مقایسه کنید با آن انسانی که راست و مستقیمالقامه ایستاده و راه راست را پیدا کرده است و بر این راه