مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - احتمالات درباره جزئیات داستان
راز چه بود؟ همین قدرمیگوید رازی بوده و افشا شده. چرا نمیگوید آن حلالی که پیغمبر بر خود حرام کرد چه بود؟ [اگر اینها را به صراحت بیان میکرد] [١] شک و شبههای برای کسی باقی نمیماند چرا در همه این مسائل، قرآن مطلب را به صورتی گفته که مطلب را گفته ولی یک چیزش را مثل اینکه نخواسته خود قرآن به صراحت بگوید بلکه درخارج قرآن گفته شده مثلاً آیه اِنََّمَا وَلِیُّکُم اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ امنوا الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُوتُون الزَّکوهَ وَ هُم رَاکِعُونَ [٢] ولی شما خداست وپیغمبرو آنان که در حال رکوع انفاق میکنند معلوم است که اشاره به شخص معین است چون آن یک عمل، اتفاقی است که تکرار نمیشود . چرا قرآن این را به این صورت میگوید؟ صریح بگوید علی. و در جاهای دیگر.
به طور قطع همه اینها یک فلسفه دارد و آن اینست که: پیغمبر اکرم (و در درجه اول خود خدا که کارها را از مجاری عادی و طبیعی اجرا میکند) این قضیه را به طور یقین میدانست اگر در این قضایا به طوری پافشاری کند که باب توجیه و تاویل های دروغین را هم به روی عده ای ببندد، به طور قطع، دیگر آنها در کمال صراحت در مقابل خود قرآن و اسلام هم میایستند [و میگویند] قرآن را هم قبول نداریم و جامعه اسلامی از درون به شکاف عمیقی دچار میشود. از اول میگویند «قرآن گفته، قرآن را هم قبول نداریم. پیغمبر رفت، دیگر کار تمام شد، اصلاً قبولش نداریم، قرآن را هم قبول نداریم. پیغمبر گفته اما حرف پیغمبرراقبول نداریم.» اگر آن شکاف اول به این صورت می بود که مسلمین از اول منقسم میشدند به دو قسم ممکن و کافر صریح، مومنها هم دیگر از بین رفته بودند .، در شرایطی که اسلام تازه پا بود و مادیدیم با همه تدبیرهای که پیغمبر کرد که در داخل مسلمین اختلافی نیفتاد و حضرت امیر هم اینها را تأیید کرد، این قدر مردمی به رده [٣] پیوستند که اگر وحدت آن روز مدینه نمیبود به کلی اسلام را ریشهکن کرده بودند .یعنی قرآن مطلب را به گونهای بیان کرده که آنهایی که قطعاً مخالفت میکنند لااقل به روی خودشان نیاورند که ما داریم با قرآن مخالفت میکنیم، امکان یکجور توجیه و تأویلی وجود داشته باشد: ازکجا معلوم که مقصود علی باشد؟ در صورتی که میداند مقصود علی است.
------------
(١). [ افتادگی از نوار است.]
(٢). مائده/ ٥٥
(٣). [ پس از رحلت پیامبر تعدادی از منافقین مرتد شدند. به این جریان ارتداد ،«ردّه» گفته می شود.]