مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - توضیح دیگری درباره سابقون
ملاک یمن و شئامت
گفتیم که قرآن به اصحابالیمین «اصحاب المیمنه» و به اصحاب الشمال «اصحاب المشئمه» هم گفته است که در همین سوره «اذا وقع» هر دو تعبیر آمده است. میمنه از یمن است و مشئمه از شئامت. در واقع در اینجا قرآن خواسته است ملاک یمن یعنی میمون بودن و ملاک شئامت و مشئوم بودن را هم ذکر کند که انسان در باره میمون بودن و مشئوم بودن خیال نکند که اگر کسی مثلًا پیشانیاش فلان خط را داشته باشد او از اصحاب المیمنه است و اگر در سرش یک پیچ داشته باشد او از اصحابالمشئمه است؛ نه، میمنت و شئامت به اینها بستگی ندارد. آن که از اصحاب الیمین است از اصحاب المیمنه هم هست. آن کسی که به نیات و اخلاق و اعمال و اعتقادات پاکش به آن عالم پیوسته، او به یمن و برکت پیوسته است. آن که با اعمال شوم و نیات کج و معوج و عقاید سخیف و باطل خودش به عالم اسفلالسافلین پیوسته او به شئامت پیوسته است. یمن و شئامت در وجود خود انسان است. یمنها در عقایدِ خوب است، شئامتها در عقاید بد؛ یمنها در اخلاق خوب است، شئامتها در اخلاق بد؛ یمنها در اعمال خوب است و شئامتها در اعمال بد، نه در چیز دیگر.
توضیح دیگری درباره سابقون
گفتیم که قسم سومی هم اینجا بیان شده است و آن «سابقین» است. با این تعبیری که از اصحابالیمین و اصحابالشمال کردیم آن هم کاملًا روشن میشود. میدانیم که به ما اینچنین گفتهاند که مردم دو دستهاند از این نظر که بعضی اساساً خداپرست هستند و بعضی خداپرست نیستند. آنهایی که خداپرست نیستند قهراً هواپرست و مادهپرست هستند؛ آنها قهراً جزو اصحابالشمالاند. خداپرستها باز دو دسته هستند: بعضی خدا را پرستش میکنند برای نجات از عذاب یا برای رسیدن به ثواب.
البته اینها هم اهل خیر و سعادتند. اگر کسی امر خدا را اطاعت کند برای اینکه خداوند اجرها و پاداشهایی که به او وعده داده است- که در همان عالم ملکوت اعلی ذخیره است- به او بدهد، خدا او را به آن اجرها و ثوابها و پاداشها، بهشتها، نعیمها، حورالعینها، میوهها که همه اینها حقیقت دارد و هست [میرساند؛] حال حقیقت اینها به چه نحو است، ما که نرفتهایم ببینیم؛ به ما اینها را از روی تمثیلات