مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٥ - هیپنوتیزم
قدیمه هم داشت. در حدود پنجاه سال پیش به اروپا رفت و ظاهراً در سوئیس مانند یک درویش و یک قطب سکنا کرد و به ایران نیامد ولی در عین حال فکرش فکر شرقی و اسلامی بود. همه کتابهایی که نوشته در این زمینه است. کتاب کوچکی نوشته است به نام تداوی روحی. او در آنجا یک بحث خیلی عالی کرده است و نظریات علمای جدید را راجع به تأثیرات روحی و روانی بیان کرده است. البته دایره تأثیرات روحی و روانی، یک وقت در منطقه وجود خود انسان است. هیچ جای شک و شبهه در این نیست که افکار و نیات و اندیشههای انسان میتواند در بدن انسان مؤثر واقع شود، و به هر اندازه که روح قویتر باشد بدن را بیشتر تحتتأثیر قرار میدهد. حتی در معالجهشدن بیماریهای بدنی [این مطلب هست.] او در تداوی روحی بیماریهای خیلی شدیدی را نشان میدهد که از راه تداوی روحی خوب شده است. از نظر طب امروز یک امر مسلّمی است که برای شخص بیمار از نظر روحی باید وضع مساعدی به وجود آورد؛ یعنی اگر یک نفر بیمار خودش معتقد باشد که من خوب میشوم و دائماً به خودش تلقین کند که من خوب میشوم، این امر به خوب شدنش کمک میکند؛ برعکس، اگر بیمار روح خودش را ببازد و فکر کند که من خوب نمیشوم، اگر خوبشدنی هم باشد خوب نمیشود.
هیپنوتیزم
از این بالاتر این است که روان انسان نه تنها در بدن او مؤثر باشد، فکر و روح انسان نه تنها در خود او مؤثر باشد، بلکه در یک انسان دیگر مؤثر باشد؛ آنچه این انسان فکر میکند، در بدن آن انسان (انسانی که وجود او غیر از وجود خودش است) مؤثر باشد. این هم وجود دارد. تنویمهای [١] مغناطیسی و هیپنوتیزم که امروز خیلی مطرح است چنین چیزی است. یک انسان، انسان دیگری را میتواند تحتتأثیر قرار بدهد و آن انسان دیگر هر مقدار که فکرش سادهتر باشد یعنی قدرت مقاومتش کمتر باشد و این طرف هر مقدار قویتر باشد بیشتر میتواند او را تحتتأثیر قرار بدهد. در تنویمهای مغناطیسی، شخص به طرف فرمان میدهد بخواب، او میخوابد، با اینکه میدانیم خواب یک مکانیزم دیگری دارد و به حالت طبیعی یک احتیاجی است که
[١]. [تنویم یعنی خواب کردن]