مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - خطر یهود
یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسوا مِنَ الْاخِرَةِ کما یئِسَ الْکفّارُ مِنْ اصْحابِ الْقُبورِ». آن سه چهار آیهای که خواندیم اگرچه با ولاء کفار به ظاهر ارتباط نداشت ولی در باطن ارتباط داشت؛ مسأله این بود که یک زنی مسلمان میشود، شوهرش کافر است؛ رابطه این مسلمان با کافر چگونه باید باشد؛ یا مردی مسلمان است، زنش کافر است؛ رابطه این مرد مسلمان و زن کافر چگونه باید باشد؛ باز به آن مسأله مربوط است؛ ولی آیه آخر دومرتبه در کمال صراحت برمیگردد به همان مسأله ولاء کفار؛ ولی در اینجا خصوص یهود را نام میبرد، یعنی به اصطلاحخطر یهود (الخطر الیهودی به قول عربها) را گوشزد میکند. قرآن به مسأله خطر یهود توجه خاص دارد. در قرآن مسألهای به عنوان خطر مسیحی که خصوصیت داشته باشد، و یا هر دین و مذهب دیگری، [وجود ندارد،] آن عنوان کلی دارد، عنوان خاص ندارد، ولی یهودی یک عنوان خاص دارد؛ به خطر خاص یهودی توجه میدهد: «یا ایهَا الَّذینَ امَنوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ» ای اهل ایمان! ولاء و دوستی و ارتباط نزدیک با آن قومی که خدا بر آنها غضب کرده است [نداشته باشید،] ولاء آنها را نپذیرید.
بعد قرآن یک نکته دیگر ذکر میکند. آن نکته روحش این است که یهودیت بیش از مقداری که دین باشد نژاد است و [یهودیان] در عین همبستگی کاملی که به عنوان یهودیت با یکدیگر دارند، به اصول مسلّمی که موسی آورده از جمله معاد اعتقاد ندارند. اینها اصلًا به معاد اعتقادی ندارند. همینطور که مشرکین، کفار مشرک، عقیدهشان این است که اگر کسی مرد دیگر تمام شد، دیگر نه حشری است و نه نشری، یهود هم اینجور فکر میکند.«قَدْ یئِسوا مِنَ الْاخِرَةِ کما یئِسَ الْکفّارُ مِنْ اصْحابِ الْقُبورِ» اینها بکلی نومیدند از اینکه آخرتی در کار باشد آنچنان که کفار (مقصود از «کفار» در اینجا مشرکین هستند) از مردگان نومیدند. همانطوری که مشرکینِ منکر خدا در این جهت این گونه فکر میکنند، اینها هم در این جهت عیناً همینطور فکر میکنند. پس آیه آخر دومرتبه برگشت به مسأله ولاء.
- مقصود از اصحاب القبور چیست؟
اصحاب القبور یعنی مردگان.
- [نامفهوم]
اینجا را البته دوسه جور تفسیر کردهاند که من یک جورش را گفتم. بعضی میگویند «کفر» ستر و پوشاندن است و در اینجا کفار یعنی کسانی که اموات را دفن