مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - پاسخ
یک سؤال
نکاتی که در این آیه هست، یکی نکتهای است که در آیات اول این سوره هم داشتیم و در واقع به منزله عود بر مطلبی است که در گذشته بود. آن مطلب این است که در آیه هفتم این سوره خطاب به مؤمنین داشتیم که «امِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ» ای مؤمنین ایمان به خدا و رسول بیاورید. گفتیم این سؤال قهراً به وجود میآید که ایمان اهل ایمان که تحصیل حاصل است! فرض این است که مخاطبْ خودِ اهل ایمان هستند، چگونه به اهل ایمان امر میشود به ایمان؟ مثل این است که به کسی که روزه دارد امر کنیم که روزه بگیر. آن که روزه دارد، دیگر «روزه بگیر» یعنی چه؟! امر به کاری به کسی باید کرد که کاری را که نکرده است انجام بدهد، و اما اگر کسی چیزی را واجد است امر به ایجاد آن از قبیل تحصیل حاصل است. پس چگونه است که در این سوره این تعبیر راجع به اهل ایمان آمده است؟
پاسخ
جواب این سؤال واضح و روشن است به حکم «الْقُرْانُ یفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً» که از خود آیات کریمه قرآن این مطلب کاملًا استفاده میشود که اموری از قبیل ایمان- و مخصوصاً ایمان- تقوا، احسان، حتی صبر، رضا، اموری به اصطلاح یکنواخت و یکدرجه نیستند، اموری هستند صاحب درجات. مثلًا تقوا یک حقیقت صاحب درجات است یعنی یک درجه تقوا یک حکم دارد و درجه دیگر حکم دیگری دارد، و حتی این مطلب شامل اعمال هم میشود و این از اصول و حقایق و معارف اسلامی است.
من از یک امر واضحتر مثال ذکر میکنم، از روزه. روزه یک درجه عام دارد که آن را صوم عوام میگویند. آن درجه عام روزه همین است که انسان امساک کند از این امور معروفهای که در روزه هست: امساک کند از خوردن، از نوشیدن، از جنب شدن عمدی، از داخل صبح شدن در حال جنابت، از سر زیر آب کردن، از غبار غلیظ در حلق فرو کردن، از دروغ بستن عمدی بر خدا و رسول. این خودش درجهای از روزه است. هر کسی که اینها را رعایت کند آن روزه عوام را گرفته است.
اما روزه یک درجه بالاترش این است که با این امساکهای ظاهری (امساک از خوردنها و آشامیدنها و امثال اینها) توأم بشود امساک از گناهان به طور کلی، یعنی