مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٢ - مستی نعمت
بود، به این معنا که امر الهی را درباره این نعمتهای الهی به خوبی اجرا میکرد، از کسانی بود که برای فقرا و مستمندان در مال خودش حقی قائل بود. بعد که نوبت به پسران میرسد تصمیم میگیرند که روش پدر را که به صورت یک عادت درآمده بود- یعنی چنین شناخته شده بود که در موقع چیدن آن باغ، فقرا و مساکین میدانستند که باید به آنجا بیایند و سهم خودشان را ببرند- عوض کنند. اینها برای اینکه کسی باخبر نشود قرار میگذارند که بدون اطلاع و مخفیانه (نیت خودشان را مخفی میکنند) شبانه هنوز فقرا و مساکین خبردار نشدهاند برویم باغ را بچینیم، تا آخر قضیه.
این هم داستانی بود که به عنوان مَثل برای کفار قریش ذکر کرد که داستان شما داستان آنهاست و عاقبت شما هم عاقبت آنها.
مستی نعمت
ضمناً بار دیگر به یک جمله غرورآمیز [اشاره میکند] که افرادی که دچار غرور نعمت میشوند و به تعبیر امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه [دچار مستی نعمت میشوند چنین سخنی میگویند. علی علیه السلام] میفرماید:«فَاتَّقوا سَکراتِ النِّعْمَةِ وَ احْذَروا بَوائِقَ النِّقْمَةِ» [١] از مستیهای نعمت بترسید. تنها شراب نیست که مستکننده است، خیلی چیزهای دیگر هم مستکننده است، با این تفاوت که مستکنندگی شراب جنبه جسمانی دارد یعنی تأثیری روی بدن و اعصاب میگذارد و لهذا در همه افراد یکسان اثر میگذارد ولی یک چیزهای دیگری است که روی جسم اثر نمیگذارد، مستقیم روی روح انسان اثر میگذارد و قهراً بستگی به روحها پیدا میکند؛ روحهای ضعیف بسا هست با ذرهای از این امور از خود بیخود میشوند، گویی عقل از سر اینها میپرد، چرا؟ برای اینکه من دارم، من ماهی اینقدر درآمد دارم، من فلان چیز را دارم. همین دارمها مستی و سکر میآورد. این است که حضرت میفرماید بترسید از مستی نعمتها که نعمتهای الهی شما را مست نکند؛ و کمتر کسی است که نعمت او را مست نکند، یعنی عقلش باز سر جای خودش باقی باشد و آن حالت بیهوشی در او پیدا نشود. این مستیها و غرورها برای مردم پیدا میشود.
[١]
. نهجالبلاغه فیض الاسلام، خطبه ١٥١.