مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٧ - داستان اعتراض حاج آقا حسین قمی و حمایت آیةاللَّه بروجردی
تکالیف پیامبران در سطح خودشان
وَ لا تَکنْ کصاحِبِ الْحوتِ. پیغمبران هم در سطح خودشان- که سطح بسیاربسیار بالاست- تکالیفی دارند که برای غیر آنها رسیدن به آن سطح، مقام و درجه است.
برای یک مؤمن، این که در این حالت باشد که غضب کند به خاطر خدا، خوشحال شود به خاطر خدا، یک مقامی است، خیلی هم مقام بزرگ و بالایی است؛ اینکه در اثر غیرت در دین، کاری را انجام بدهد، احیاناً کار تندی را هم انجام بدهد، ولی در این کار هیچ غرضی جز خدا نداشته باشد، این چیزی است که ما همیشه باید آرزو کنیم که اعم از اینکه در کار خودمان اشتباه بکنیم یا نکنیم، به مرحلهای رسیده باشیم که در کار خودمان جز خدا هیچ چیز را در نظر نگرفته باشیم؛ مثلًا غضب کرده باشیم به خاطر خدا.
داستان اعتراض حاج آقا حسین قمی و حمایت آیةاللَّه بروجردی
این داستان را خودم شاهد و حاضر بودم. در سال ٢٢ مرحوم آقای حاجآقا حسین قمی از عتبات در نهایت احترام به ایران آمدند، بعد به مشهد رفتند و بعد که از مشهد برگشتند در تهران توقف کردند، یک سلسله تقاضاها و درخواستهای دینی و مذهبی داشتند، ایستادگی کردند، گفتند: اینها باید انجام بشود، اگر انجام نشود من از اینجا نمیروم. اوضاعی شد. دولت وقت هم خیلی شدید ایستادگی کرد و اگر با وسائلی که داشتند ایشان را مدتی نگه میداشتند و آن درخواستها را انجام نمیدادند کمکم احساسات و حرارتهای مردم- که یک مدت موقتی است- فروکش میکرد و هر کس دنبال کار خودش میرفت. علمای ایران از همه جا آمدند. آن تابستان ما در بروجرد بودیم. مرحوم آقای بروجردی هنوز به قم نیامده بودند و در بروجرد بودند.
علمای تهران دو نفر را به بروجرد فرستادند و از آقای بروجردی خواستند که ایشان هم به تهران تشریف بیاورند برای اینکه تقویتی باشد در کار آقای حاج آقا حسین؛ چون ایشان در منطقه لرستان خیلی نفوذ داشتند و میتوانستند کارهایی انجام بدهند. یکی از آندو مرحوم آقا سید کاظم پروَنی واعظ معروف بود (همه مقدماتش را نمیخواهم بگویم).
روز آخر ماه شعبان بود؛ ما به درس ایشان رفتیم، آن درسی که در منزل میگفتند. طلبهها قبل از اینکه ایشان بیایند بنا را بر شوخی گذاشتند. (این رسم را