مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٦ - آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمایه حالات روحی است
از سرشتها و اصلهای گوناگون آفریدهایم، بعد او را در مرحلهای قرار دادیم که مرحله آزمایش است. (یک موجودِ به مرحله بلوغ رسیده قابل آزمایش است؛ یک بچه شش ماهه را کسی آزمایش نمیکند.) او را سمیع و بصیر و آگاه قرار دادهایم. به موجب همین آگاهی انّا هَدَیناهُ السَّبیلَ امّا شاکراً وَ امّا کفوراً راه را به او نشان دادیم؛ از آن به بعد به خودش مربوط است یا شکور است یا کفور.
این، خصوصیتی است که انسان دارد. ولی حتی حیوانات- تا چه رسد به نباتات و جمادات- اینچنین نیستند. ما میبینیم زندگی حیوانات با غریزه اداره میشود. غریزه یعنی یک دستگاه خودکارِ راهنمایی در درون حیوانات که این دستگاه خود به خود کار خودش را انجام میدهد بدون آنکه این حیوان وظیفهای و تکلیفی داشته باشد و سر دو راهی قرار بگیرد. مثل یک دستگاه رادار است که موجود را از این طرف به آن طرف میکشد.
پس خداوند انسان را به صورت یک موجودِ به خود واگذاشته شده و یک موجود وانهاده آفریده است. این وانهادگی یک سرمایه میخواهد، بیجهت که وانهاده نیست، اگر بیجهت وانهاده باشد او طرد شده است، مثل بچه طرد شده است که پدر او را از منزل بیرون کند. وانهاده به معنی بالغ است، یعنی با داشتن چنین سرمایهای- سرمایه فکری، سرمایه بدنی، سرمایه مالی و امثال اینها- حالا وقت آن است که تو دیگر خودت روی این سرمایه کار بکنی. چنین موجودی سرمایههایی مثل استعداد فکری، استعداد بدنی و سرمایه مالی را باید داشته باشد. چه برایش نقص است و چه کمال؟ داشتن اینها برایش کمال است اما ماندن و توقف کردن در همین مرحله برایش نقص است. اگر بعد از چند سال برگردد بگوید هرچه به من دادید من همانها را دارم: استعداد درس خواندن داشتم الآن هم دارم، آن پول و سرمایهای که شما دادید بروم کسب و کار کنم الآن هم دارم، [این امر برای او نقص است زیرا به او میگویند] این را به تو ندادند که به این حد بمانی، این را دادند که سرمایه تو باشد.
آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمایه حالات روحی است
حال، انسان به حسب خلقت چیزهایی را دارد. از نظر اینکه به حسب اصل خلقت دارد باید داشته باشد؛ عیب در خلقتش نیست که چرا به حسب اصل خلقت این