مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٧ - آنچه مورد نکوهش است استفاده نکردن از سرمایه حالات روحی است
سرمایه را دارد، ولی از نظر اینکه باید از این سرمایهها بهرهکشی کند و این ماده خام را به عمل بیاورد و تبدیل به یک ماده قابل استفاده کند و این کار را نکرده است قابل ملامت است. از اینجا معلوم میشود که مذمت در چه قسمتی است. بعد شاهد از خود آیه هم میآوریم.
اینکه انسان این حالت حساسیت را نسبت به شر و این حساسیت را نسبت به خیر داشته باشد نقص است یا کمال؟ اوّل ما در مورد بچه سؤال میکنیم. بچهای که هنوز به حد تمیز و شعور نرسیده اگر نسبت به آنچه که آن را شر خودش حساب میکند- مثل اینکه غذا را از جلو دستش بردارند یا پستان را از او بگیرند یا بخواهند به او آمپول بزنند- حساسیت نشان میدهد، فرار میکند و داد میکشد، برای او این نقص است یا کمال؟ برای بچه کمال است. این یک حساسیت است. بچه البته نمیفهمد این آمپول را باید به او بزنند، آن که در حد فهمش نیست، ولی آن مقداری که او میفهمد این است که از زدن این آمپول دردش میآید. در این حدی که میفهمد، نسبت به آن حساسیت نشان میدهد. این خیلی خوب هم هست. اگر بچهای اساساً لَخت باشد، بدون اینکه بفهمد- که نمیفهمد- این آمپول چه فایدهای برایش دارد آمپول را به تنش فرو کنند دردش هم بیاید معذلک لَختی نشان بدهد، این از بیحسی آن بچه است، برای او کمال نیست و نقص است.
اگر شما برای بچهای یک اسباببازی بخرید، بعد که میخواهید اسباببازی را از او بگیرید سفت و محکم میچسبد، مَنوع است، یعنی این خیری که به او رساندید حالا این خیر را منوع است، به هیچ قیمتی حاضر نیست از او بگیرید. محکم آن را گرفته؛ وقتی هم میخواهد بخوابد روی سینهاش میگیرد و میخوابد. این برای بچه کمال است یا نقص؟ این نیز برای بچه کمال است. اگر بخواهید یک مرحله بالاتر را بگویید، مثلًا بخشنده باشد یا بفهمد پدر که از او میگیرد میخواهد یک چیز بهتری به او بدهد، [میگوییم] فرض این است که به حد آن فهم نرسیده و اگر بدهد از روی نافهمی داده است. در حد فهم خودش برای او کمال است که وقتی یک اسباببازی به او میدهند محکم بگیرد و بچسبد.
ولی اگر این حالت برای این بچه دوام پیدا کند و بعد هم که یک جوان بیستساله شد همین حالت را نشان بدهد، آن وقت دیگر مسلّم نقص است و به او میگویند آیا تو نمیفهمی که تو بیماری و آدم بیمار باید بیماریش را معالجه کند؟ تو